نسخهء ديگر كه تخمه و بادهاى سرد را زايل كند و بر هضم يارى دهد . فلفل سپيد و فلفل سياه و دارفلفل از هر يكى يك جزو « 1 » ، زيره يك جزو ، و برگ سداب خشك يك جزو ، « 2 » و غافت يك جزو ، و اگر خواهند كه طبع فرود آرد بوره يك جزو كنند و از بورهء نطرون كنند و بورهء نطرون بوره شير خشت و اگر بدان حاجت نبود كه طبع فرود آرد بوره نيم جزو كنند و بورهء نان كنند .
صفت فنداديقون : زنجبيل و فلفل سياه و سنبل از هر يكى شش درم ، مصطكى و نانخواه از هر يكى چهار درم ، تخم كرفس و پونه « 3 » دشتى از هر يكى پنج درم ، زيره و سليخه و حب البلسان و عاقرقرحا از هر يكى دو درم ، ساوج هندى يك درم ، بكوبند و بپزند و به انگبين مصفّى بسرشند .
بطلان شهوت طعام
را رياضت معتدل كردن و بر اثر آن گرمابه رفتن فضلهها كه در عروق بود به تحليل خرج كند و شهوت باز آيد و شربت سكنگبين سفرجلى موافق بود و مبرود و مرطوب را ميبه « 4 » و گوارش عود و بوى نان خانگى و بوى برهء بريان و بوى مرغ بريان و چشيدن ماهى آب شهوت پديد آرد .
فواق امتلاجى :
قى فرمايند و ايارج فيقرا و پس به فنداديقون و
هامش
( 1 ) . ب : يكى جزوى .
( 2 ) . ب : « زيره يك جزو و برگ سداب خشك يك جزو » ندارد .
( 3 ) . ب : پودينه .
( 4 ) . ب : مپه .