يعنى خفتن و پنجر شدن دست و پاى . علاج اين همچون علاج فالج است . نخست قى فرمايند ، پس حقنه تيز كنند ، پس ماء الاصول دهند .
باب 12 - اندر علاج چشم يا رمد :
اگر نشان غلبه خون ظاهر بود ، نخست رگ قيفال بايد زد از جانب چشم « 1 » دردمند و اگر هر دو چشم دردمند بود از هر دو چشم رگ بايد گشاد « 2 » به يك بار ، پس طبع را به آب ميوه و يا به اقراص بنفشه يا به حب شبيار يا به ايارج فيقرا و يا حب قوقويا يا به حب الذّنب [ 19 - ب ] نرم كردن و اگر صفرا غالب بود طبع را به آب انار ترش و شيرين و شير خشت نرم بايد كرد « 3 » و به مطبوخ خرماى هندى و اندر چشم نخست شير دختران چكانند « 4 » يا سفيده خايهء مرغ . پس شياف ابيض پس شياف كافورى و پنير تر نمك نارسيده يا پاره گوشت تازه كباب يا گوشت خربزه هندى يا زرده خايه مرغ جوشانيده و با روغن گل سرشته بر پشت چشم نهادن و ببستن درد بنشاند و سود دارد ، اگر مادّه بلغمى بود يا سودايى استفراغ مادّه كنند ، چنان كه اندر بابهاى گذشته ياد كرده آمده است و شياف يك روز كه به زبان سريانى « 5 » بربوما گويند عظيم نافع بود .
صفت آن : بگيرند برگ گل سرخ تر تا پانزده درم ، زعفران هشت
هامش
( 1 ) . ب : « چشم » ندارد .
( 2 ) . ب : از هر دو دست رگ بگشايد .
( 3 ) . ب : كردن .
( 4 ) . ب : در چكانند .
( 5 ) . الف : شربانى .