تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كفتار يا گوشت خرگور « 1 » بپزند و بكوبند و بر سر و پس گردن ضماد مىكنند و باقى علاج او همچون « 2 » علاج فالج كنند و پس استفراغ غرغره فرمايند . بدين صفت بگيرند « 3 » بوره سه درم ، نوشادر يك درم ، پوست بيخ كبر پنج درم ، بكوبند و بپزند و با سكنگبين عسلى بياميزند و غرغره كنند « 4 » و تا چهل روز بگذرد هيچ دارو اندر بينى نيفكنند . « 5 »

صفت دارويى كه اندر بينى چكانند :

بگيرند جندبيدستر و شحم حنظل و فلفل از هر يكى يك جزو كندش دو جزو كوفته و بيخته به آب مرزنجوش بسرشند و حب كنند و به وقت حاجت به آن مرزنجوش حل كنند و در بينى چكانند يا خود به اندازه كه خواهند به بينى بركشند نافع بود و كندر و قرنفل خاييدن نيز نافع بود .

باب 9 - اندر كابوس و سرگشتن :

بايد كه از غذاهاى بخارانگيز « 6 » چون سير و پياز و گندنا و باقلا و مانند آن باز دارند « 7 » و به حب شبيار و به ايارج فيقرا و شحم حنظل و به حب قوقايا استفراغ كند و اگر اندر معده خلطى بود قى فرمايند و از پس قى قدرى گلشكر دهند يا نيم درم مصطكى و نيم دانگ عود هندى و اطريفل كوچك به كار دارند و اگر خداوند سرگشتن دماغ سخت
هامش
( 1 ) . ب : خرگوش . ( 2 ) . الف : « همچون » ندارد . ( 3 ) . ب : « و پس استفراغ غرغره فرمايند . بدين صفت بگيرند » ندارد . ( 4 ) . الف : مىكنند . ( 5 ) . ب : دارو به بينى نكند . ( 6 ) . ب : بادانگيز باز دارند . ( 7 ) . ب : « باز دارند » ندارد .