باب على حرف الواو
ورد
ورد « 1 » گل است ، و گل سرخ پارسى بهتر بود ، و اندر وى قوّتهاى مختلف است ليكى بسردى ميل بيش دارد و اندر او قبض است و لطافت ، و بخوشبويى اندام باطن را قوى كند و چون بوى كند حرارت مغز بنشاند ، و حرارت معده نيز ساكن گرداند ، و تبى كه از گرمى بود ببرد ، و خاصيتش آنست كه زكام آرد و عطسه ، و بادسبل « 2 » انگيزد ، و خمار ببرد ، و سدد بگشايد ، و جلا كند ، و شرابى كه از آبش پزند اسهال صفرا كند ، و گر با مورد « 3 » و عدس ضماد كنند معده را بريشها سود دارد ، و گر اندر دهان گيرند آبلهى دهان و قلاع را منفعت كند ، خاصه كه با عدس بود و كافور ، و تخمش قابض است قلّاع را شايد چون بكوبند و اندر دهان گيرند ، و چون روغنش بگيرند سرد است آن روغن و لطيف ، صداع گرم را نيك بود چون به آب سرد بياميزند و سركه ، و چون بر تن طلا كنند خارش بنشاند يوحنّا گويد روغن گل بروغن بنفشه نزديك است ، ليكن اندر روغن گل قبض است ، و ريش و گرّ تن را اندر ظاهر و داخل تن از آن سود كند ، و چون ريش اندر افزارهاى فرودين بود حقنه بايد كرد .
هامش
( 1 ) - بفتح واو مطلق گل را گويند و از مطلق آن گل سرخ بستانى را اراده كنند كه آن نيز چند قسم است .
( 2 ) - بر وزن عمل پردهمانند يا غشاوهيى است كه در چشم از رگهاى سطح ملتحمه و قرنيه بافته مىشود و مراد از باد سبل برآمدگى و درشتى رگهاى چشم است بسبب غلبهى خون . ابن ربن در فردوس الحكمة در امراض چشم گويد : و اما ريح السبل فحمرة و امتلاء يكون فى العروق من الدم فتغلظ لذلك العروق .
( 3 ) - برگى است كه به عربى آس گويند و معروف است .