تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
فرود آمده باشد « 1 » باز جاى برد چون بمنفخه « 2 » اندر دمند ، و خوانيق را سود دارد ، و سپيده از چشم ببرد .

نحاس

نحاس « 3 » سوخته از روى و از توبال « 4 » نحاس هرچه تنك بود ، و سياهيش برنگ طاوسى زند نيكتر بود ، و خاصيّتش اسهال بلغم است ، و آب زرد ، و از وى شربتى تا مثقالى و تا بمثقالى و نيم است با علك البطم « 5 » ، و او معده قوى گرداند و رحم ، و از آبستنى منع كند ، و خون بازبندد و دمعه خاصه كه شسته بود ، كه چون شسته باشد جراحتها بهم آرد و موى سياه گرداند ، و بينايى تيز گرداند .

نفط

نفط « 6 » گرم است و خشك اندر آخر درجه‌ى سيم ، و سپيد « 7 » لقوه و فالج و وجع المفاصل را نيك بود كه از بلغم باشد چون طلا كنند ، و چون بخورند بادهاى غليظ را از رحم ببرد و چون به زير برگيرند كودك و زهدان بيارد ، و حب القرع و
هامش
( 1 ) - نص : آمد باشد . ( 2 ) - بكسر ميم بر وزن مكنسه بمعنى دم است كه زرگران و آهنگران با آن در آتش دمند تا تيزتر شود و در اينجا مراد چيزى است كه بوسيلهء آن بتوان دوا را در حلق دميد اگرچه نى يا قلم باشد . ( 3 ) - بضم اول : مس كه يكى از فلزات معدنى و معدنش در غالب كشورها موجود است . ( 4 ) - بذيل صفحه‌ى 324 رقم 12 رجوع شود . ( 5 ) - علك بر وزن سلك و بطم بر وزن قطن بمعنى سقز است كه باصفهانى قندرون گويند . ( 6 ) - در فارسى بر وزن هفت و در عربى بر وزن هفت و سفت معروف است در عربى بطاء حطى و در فارسى بتاء دو نقطه و هم بطاء نوشته مىشود . ( 7 ) - ش : نفت سپيد .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 335 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي