اندام سخت بود ، چون با قرفه « 1 » بياميزند و پست جو يا آرد گندم ، و خون از زير بازگيرد ، و آماس بنشاند چون ضماد كنند ، و برگ وى را كتم « 2 » خوانند موى را قوى گرداند .
نوره
نوره « 3 » گرم است و خشك در درجه چهارم ، گوشت زيادت را بخورد ، و خون از زير بازگيرد ، و چون بشويند سوختهى آتش را نيك بود ، و گوشت بگدازد ، و شسته تجفيف ريشها كند بىتيزى .
نطرون
نطرون « 4 » گرم است و خشك اندر درجهى دوم تقطيع كند ، و لطيف گرداند خلطهاى غليظ لزج را ، و جلا كند ، و پاك گرداند ، و او جنسى است از به ورق .
نوشادر
نوشادر « 5 » گرم است و خشك اندر درجه سيم ، لطيف است لهات « 6 » را چون
هامش
( 1 ) - بر وزن حرفه و در عربى مطلق پوست درخت و در صيدله پوست نوعى از درخت چينى را گويند كه در جزيرهى سيلان به عمل مىآيد .
( 2 ) - بر وزن قلم : عربى و فارسيش وسمه است و آن گياهى است كه در خضاب به كار مىرود و از عصارهاش نيل مىسازند .
( 3 ) - آهك است كه به عربى كلس بر وزن حبر و جير مانند قير نيز گويند .
( 4 ) - بذيل صفحهى 310 رقم 6 رجوع شود .
( 5 ) - بضم دال : مادهيى است سفيد و شبيه بشورهء قلمى كه اهل صنعت و كيمياگران عقاب و ملح النار گويند و معروف است .
( 6 ) - بذيل صفحهى 233 رقم 2 رجوع شود .