تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
سياه لژن « 1 » ايستاده بود ، يا آبى كه به شهر برگذرد ، و مردم چيزها اندر او بشويند ، و پليد گردانند ، آن اندر او گرمى بود و غليظى ، جگر و سپرز را آماس آورد و تبها انگيزد ، و امّا آب شور اطلاق شكم كند ، و گرّ آرد و امّا كبريتى تن گرم گرداند و تجفيف كند ، و ريشهاى كهن را سود دارد ، و گرّ و خارش ببرد ، و فساد مزاج را نيك بود و استسقا را ، و بيمارى سرد را چون اندر او نشينند ، و امّا زفتى « 2 » و قيرى مانند كبريتىاند بكردار بل قوىترند بفعل اندر بيماريهاى سرد ، بخورند يا اندر او نشينند ، تن و عصب را گرم گرداند و جگر را ، و شبّى تجفيف كند ، و خون را كه همى از بر برافتد سود دارد و خون حيض و بواسير ببرّد ، و آب نطرونى شكم براند و امّا آنكه از معادن سيم خيزد سردى و خشكى كند باعتدال ، و آنكه از معدن آهن خيزد ، ضعف معده را و بواسير و سستى مقعده را سود دارد ، و امّا جصّى « 3 » گران است و معده را سخت بد است ، و اين دگر آبهاى ناخوش همه خوردن را بد است ، و كسى كه بضرورت افتاده بود « 4 » به آب خوردن به سفر بايد كه با خويشتن گل آن زمين دارد كه اوى آب از آن گل خوردى آن گل را اندر آن آب افكند كه بضرورت همى بايدش خوردن و بهلد تا صافى گردد پس بخورد ، و گر اين حزم نكرده باشد مر آن آب را بفرمايد پختن و سرد گردانيدن ، و گر مزاج مرد سرد باشد پاره‌يى شراب بر وى بايد زدن ، و گر گرم باشد سك‌انگبين برزدن ، و گر سكنگبين خاصه نباشدش تنها به سركه و گر آن آب كدر باشد براوق بفرمايد كردن ، و اندر بن راوق نان سمن « 5 » پاكيزه درافكندن ،
هامش
( 1 ) - بر وزن چمن : گل تيره كه در بن آبها بماند و لجن و لژم هم گويند و لجم بر وزن فهم را نيز بمعنى گل تيره چون گل ته حوض و كولاب نوشته‌اند . ( 2 ) - منسوب بزفت بكسر اول نوعى از قير كه از صنوبر بىبار حاصل مىشود . ( 3 ) - منسوب بجصّ بر وزن نص بمعنى گچ ، يعنى آبى كه در آن گچ باشد . ( 4 ) - نص : افتاد بود . ( 5 ) - سمن بر وزن امن در عربى بمعنى روغن و نان در روغن ماليدن است و در اينجا ظاهرا افادهء معنى وصف مىكند و مراد از نان سمن نان‌روغنى است .