فوفل
فوفل « 1 » سرد است و خشك اندر درجهى دوم ، قوّتش بقوّت صندل سرخ ماند و گوشت بن دندان سخت كند ، و گند بينى ببرد ، و چون بر آماسهاى گرم باوّل حال طلا كنند سود دارد ، ماده از اندام ببرد .
فاغره
فاغره « 2 » بحمص « 3 » ماند ، او را اندر روغن ساطع « 4 » به كار برند ، معده را قوى كند و خوش گرداند و بهيل بويا « 5 » نزديك است ، و گرم و خشك است اندر درجهى دوم .
فطر اساليون
فطر اساليون « 6 » را ذكر اندر باب كاف كرده آيد .
فضّه
فضّه « 7 » سرد و خشك است خفقان و علّتهاى دل را نيك بود .
هامش
( 1 ) - بفتح فاء دوم ميوهى درختى است هندى كه بر درخت در خوشهيى شبيه بخوشهى خرماست .
( 2 ) - ميوهيى است از كبابه بزرگتر به قدر نخودى جوزىرنگ و تا نصف شكافته و آن را به فارسى فاخره و كبابهى دهن شكافته و كبابهى دهن گشاده گويند .
( 3 ) - بكسر اول و فتح يا كسر ميم مشدد بمعنى نخود .
( 4 ) - بذيل صفحهى 151 رقم 1 رجوع شود
( 5 ) - قاقلهى صغار است كه هيلبوا و هالبوا نيز گويند برابر قاقلهى كبار كه هيلباد گويند و هيل معروف است و نام ديگرش به فارسى شوشمير بر وزن موشگير .
( 6 ) - بفتح فاء و كسر لام كرفس كوهى كه كرفس صخرى و كرفس ماقدونى هم گويند .
( 7 ) - بكسر فا و تشديد ضاد فلزى متكون از زيبق و كبريت كه به فارسى سيم گويند و نام ديگرش نقره است