فلفل موى
فلفل موى « 1 » گرم است و خشك اندر درجهى دوم ، قولنج و نقرس و وجع المفاصل را نيك بود ، و با زهرها بكوشد ، و زخم كژدم را نيز نيك بود .
فل
فل « 2 » گرمست و خشك اندر درجهى دوم ، و او علّتهاى عصب را كه از سردى بود نيك باشد ، و بادها را كه اندر رحم بود تحليل افكند .
فيلزهرج
فيل زهرج « 3 » حضض هندى است منافعش در باب حا برفت .
فاغية
فاغية الحنّا « 4 » را منافع اندر باب حا برفت اندر ذكر حنا .
فقاح الكرم
فقاح الكرم « 5 » را منافع اندر باب عين ياد كرده آمد با عنب بهم .
هامش
( 1 ) - بيخ درخت فلفل ( دارفلفل ) كه فلفل مول و فلفل مويه نيز گويند .
( 2 ) - بفتح فا و تشديد لام در ماهيتش اختلاف است آن را بعضى ياسمين مضاعف و بعضى نيلوفر هندى دانسته و بعضى گفتهاند ميوهى درختى هندى است كه پوستش چون پوست فندق است .
( 3 ) - معرب فيلزهره بقولى حضض هندى و بقول عصارهى او و بقولى نوعى از لوف كبير است و آن را زهرهء فيل هم ناميدهاند .
( 4 ) - فاغيه بغين نقطهدار يا عين بىنقطه شكوفهى حناست و شكوفهى هر گياه خوشبوى را هم گفتهاند .
( 5 ) - فقاح بر وزن رمان بمعنى شكوفه و فقاح الكرم شكوفهء انگور است كه به فارسى ول بفتح و كسر واو است .