كند و علّتهاى سرد را سود دارد چون فالج و لقوه و نسيان « 1 » .
فوّة الصّبغ
فوة الصبغ « 2 » گرمست و خشك اندر درجهى دوم ، سدد جگر و سپرز بگشايد ، و حيض و ادرار بول آرد ، و بهق سپيد را نيك باشد چون با سركه بر او طلا كنند ، و عرق النسا را و درد كونسته را و دردهاى جگر و سپرز را منفعت دهد و مضرّتش هم بسپرز است ، و اصلاحش مصطكى است و بهترش سطبرتر است ، و شربتى از او سه درمسنگ بود .
فراسيون
فراسيون « 3 » گرم و خشك است اندر درجهى دوم و بول و عسر النفس « 4 » و يرقان را نيك بود ، سدد جگر و آن سپرز بگشايد ، و شش و سينه را پاك بكند ، و حيض آرد ، و عصارتش چون با انگبين در چشم كشند نورش بفزايد خاصيّتش سدد جگر گشادن است ، و مضرّتش به مثانه است و اصلاحش هليلهى زرد است ، و شربتى از او دو درمسنگ است .
هامش
( 1 ) - از ياد رفتن آنچه در ياد داشتهاند و يا در ياد گيرند به سبب فساد قوت ذكر يا فكر يا تخيل
( 2 ) - فوة بضم فاء و تشديد و او روناس است كه رودنگ و روينگ نيز گويند و آن بيخى است سرخ تيره كه صباغان جامه بدان رنگ كنند . و صبغ بفتح يا كسر اول بمعنى رنگ كردن يا رنگ است و فوة الصبغ يعنى رويناسى كه در رنگ كردن به كار مىرود
( 3 ) - بفتح فاء گياهى است داراى برگى تلخ و گلى گرد و بنفش كه در خرابهها مىرويد و بعضى گفتهاند : كراث جبلى است .
( 4 ) - دشوارى تنفس