فقاع
فقاع « 1 » جذام آرد و قراقر « 2 » و نفخ اندر شكم افكند ، و كيموسى بد آرد و قى انگيزد و محمد بن زكريّا گويد فقاع كه از جو كنند عصب را زيان دارد ، و درد سر آرد ، و ادرار بول كند ، و آتش خمار بشكند .
هامش
( 1 ) - بر وزن رمان نبيذى است كه از جو يا برنج يا ارزن و يا اشياء ديگر سازند و به فارسى بوزه گويند
( 2 ) - بر وزن عناصر جمع قرقره بر وزن غرغره بمعنى آواز شكم