بر او طلا كنند ، و همه اجناس زرنيخ گرم است سوزنده اكله را نيك بود نيز و گرّ و سعفه و ربو را چون به زير برسوزند ، و اندامى كه سيه شده باشد « 1 » از خون مرده چون بر او طلا كنى ببرد ، و گرم و خشك است اندر درجهى سيم .
زنجار
زنجار « 2 » گرم و تيز است و اكّال « 3 » گوشت زيادت را بخورد برّنده است « 4 » چون موم روغن كنند جلا كند و بسوزد ، و چشم را روشن گرداند ، و غلظى « 5 » كه اندر چشم بود ببرد ، و گرم و خشك است اندر درجهى سيم .
زنجفر
زنجفر « 6 » را قوتى گرم و خشك است باعتدال ، و بعضى گويند سرد و خشك است باعتدال ، جراحتها فراهم آرد وى و گوشت را با رگها بروياند .
زيبق
زيبق « 7 » رشك و شپش بكشد ، و چون با طلاهاى گرّ بياميزند نيك بود ، و چون زريوند دراز « 8 » با او به كار برند بخارش را بهتر بود .
زجاج
زجاح « 9 » گرم و خشك است ، چون خرد بسايند و با شراب ريحانى « 10 »
هامش
( 1 ) - نص : شد باشد .
( 2 ) - معرب زنگار و آن زنگ مس است كه هم در معدن متكون مىشود و هم مىسازند .
( 3 ) - سخت خورندهى گوشت .
( 4 ) - نص : برندهست .
( 5 ) - غلظ بكسر غين و فتح لام بر وزن عنب : درشتى و زبرى و كلفتى و خشونت
( 6 ) - بفتح زا و جيم شنگرف است كه بتعريب شنجرف گويند و معدنى است و مصنوع .
( 7 ) - معرب زيوه و ژيوه كه جيوه و سيماب هم گويند و معروف است .
( 8 ) - ش . زراوند طويل .
( 9 ) - بضم اول : شيشه و آبگينه
( 10 ) - شرابى است كه در آب انگورش مورد و مصطكى و به شيرين و سيب داخل كنند و بعد از گذاشتن در آفتاب در زير زمين دفن كنند .