آزموده ، و بدلش درونه است از قبل كشتن هوام و بادها و يك وزن و نيم وى و چهار دانك از وزنش طرشقوق « 1 » برّى است ، و نيم وزن او ترنج مقشر « 2 » ، و مدوّر از او فعل قويتر دارد ، و بوى شراب ببرد ، و گرم و خشك است اندر درجهى سيم ، تحليل بادها كند از معده و رودگانى ، و گوارش را يارى دهد نيز يوحنا گويد كه او ترياق همه زهرهاست .
زراوند
زراوند « 3 » دو جنس است طويل و مدوّر « 4 » ، و طويلش لطيفكننده است « 5 » و حرارتش قوى است كرم و حبّ القرع را بكشد ، و ادرار البول و حيض آرد ، و كودك مرده را بيرون آرد ، و زنده را بكشد ، و نيز تحليل غليظيهاى رحم كند ، و گر بر تن طلا كند شپش را بكشد ، و گر بر ريشها فشانند خشك گرداند و به كند ، خاصه كه بانگبين سرشته بود ، و زهرها را سود كند ، و بهك و گر را منفعت كند و آن علّت را كه پوست بازافكند ، و عفونت ببرد و اندر ريشها گوشت بروياند خاصه ريشهاى رحم را ، و اندامهاى عصبانى را ، و دندان را سپيد كند و پيكان بياهنجد « 6 » ، و ربو و نقرس را نيك باشد و همه علّتهاى ترّ را ، و عضل كه از يكديگر برفته بود ، و اما مدور را « 7 » بعضى تلخى و تيزى است و لطيفى وى
هامش
( 1 ) - هندباى برى است كه آن را طرخشقوق و بقلة اليهوديه نيز گويند .
( 2 ) - پوست كنده ، پوست باز كرده .
( 3 ) - بفتح زاء و واو ، زريوند نيز گويند .
( 4 ) - بمعنى گرد است و آن را مدحرج بمعنى غلطانده و غلطان و غلطيده نيز گويند و زراوند گرد يا مدحرج و غلطان را باصفهان نخود الوندى گويند .
( 5 ) - در متن كنندهست نوشته برحسب رسم الخطى كه دارد و همزهى « است » را در همه جا و به همه حال از كتاب ساقط مىكند .
( 6 ) - از مصدر آهنجيدن بفتح ها بمعنى كشيدن و بيرون كشيدن .
( 7 ) - نص ، چنين نوشته شده است « و آماس دور را » و بقراين اصلاح شد .