تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و خشك است اندر درجه‌ى دوم ، جراحتها فراهم آرد ، و خون را كه از بر برايد و زير بشود سود كند زنان و مردان را ، و قلاع « 1 » را و ريش دهان را منفعت دهد و اسهال قوى ببندد و اسهال خون نيز ، و بدل وى اقماع رمّان ترش بود يا مازوى سوخته ، و خاصيّتش آنست كه هر مادّه‌اى و بادى كه در دهان بود ببرد ، و سدد بگشايد و مضرّتش بمقعده است و اصلاحش مصطكى است ، و هرچه كهتر « 2 » بود بهتر ، و پست نار « 3 » حرارت بنشاند ، و معده ساكن گرداند و دباغتش دهد ، و صفرا بنشاند ، و شهوت طعام بگشايد ، و اين فعلها همه آنگه كند كه خالص تنها خورند ، كه اگر با شكر خورى از اين قوتهاش همه كم شود ، و نار سبز تازه چون از پوست بازكنند ، و ميانش اندر هاون سنگين بكوبند ، و بدست همچنان بفشارند ، و نيم رطل از آن آب بردارند و با بيست درم شكر سرخ بخورند اسهال طبيعت كند ، و صفرا آورد ، و بايد كه اين نار كه چنين كنند هم از ترش بود هم از شيرين ، كه تسهيل وى بيشتر بود ، و تطفيه‌ى « 4 » حرارت و تب بهتر كند ، و هر صداعى كه از گرمى تب بود ببرد .

ريباس

ريباس « 5 » را گلش گرّ و كنه « 6 » را و ريشهاى تن را نيك باشد و برگش زهر است ، و ريباس هرچه سطبر « 7 » تر بهتر ، و او سرد است حرارت را بشكند ، تشنگى ببرد و طبيعت ببندد ، معده و جگر را قوى گرداند ، و منش گردا « 8 » بنشاند ، و بيهشى را
هامش
( 1 ) - بضم اول : بذيل ص 156 رقم 4 رجوع شود . ( 2 ) - ش : كوچكتر ( 3 ) - انار دانه‌ى خشك كرده كه بكوبند و سويق كنند . ( 4 ) - ش : خاموش كردن ، فرونشاندن ، ساكن ساختن ، تسكين . ( 5 ) - نباتى است خوردنى كه ريواج و چگرى بر وزن قمرى نيز و عامه در محاوره ريواس گويند . ( 6 ) - جرب و حكه . لفظ ثانى در كتب لغت كه در دسترس بود بمعنى خارش ديده نشد و بدين معنى ظاهرا از مصدر كندن است . ( 7 ) - معرب ستبر بمعنى كلفت . ( 8 ) - حالت قى و تهوع و غثيان .
الأبنية عن حقائق الأدوية ( روضة الأنس ومنفعة النفس ) ( فارسى ) — صفحة 163 | احمد بهمنيار / موفق الدين ابو منصور علي الهروي