تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
با خون اندر همهء تن پراكنده شدى اندامهائى كه نشايد كه غذاى آن سودا باشد از اعتدال برفتى و هميشه تنهاى مردم اندر علت يرقان سياه بودى از بهر آنكه هرگاه كه راهى كه ميان جگر و سپرز است و سودا بدان راه بسپرز آيد بسته شود تا بدين سبب سودا با خون اندر همه تن برود پوست مردم سياه شود و اگر تدبير گشادن آن راه نكنند هرگاه كه سودا فزونتر بدماغ رسد ماليخوليا به آن يار شود و هروقت كه بدل رسد بكشد . سوم تا مقدارى سودا از سپرز بمعده شود بدان راهى كه ميان هر دو است تا سر معده را قوى كند و بخارد و آرزوى غذا پديد آيد بتقدير و تدبير بارى جل و علا ؛ و هرگاه اين سودا تا چندانى باشد كه خون را قوى كند و با خون برود و اندامها از وى نصيب خويش بيابند و بهرهء بسپرز آيد و آنچه كار اوست بكند طبيعى باشد ، و هرچه از اين اندازه فزونتر و يا كمتر باشد بيمارى و ناطبيعى باشد و تولد سودا بيشتر اندر فصل خريف باشد كه بپارسى خزان گويند ، و اندر سالهاى كهولت و اندر غم و اندر غذاهاى سرد و خشك خاصه كه كارهاى با رنج كنند و خون پيران و خون كسانى كه انديشهء بسيار كنند اندر علم‌ها و تدبيرها و غير آن سياه باشد و خون سياه پديد آيد و بسودا ماند و فرق ميان هر دو آنست كه خون را كه از رگ بيرون كنند بفسرد و خلط سودا و هيچ خلط ديگر نفسرد .

باب 6 - اندر شناختن آنكه خلطها اندر تن مردم چگونه پديد آيد و بيكجا اندر تن چگونه باشد و اندر بيرون آوردن بدارو چگونه از هم جدا شوند و چگونه بيرون آيند

ببايد دانست كه طعام كه خورده شود چون بمعده اندر آيد حرارت معده آن را بگوارد و آبى كه از پس طعام خورده شود بدان بياميزد تا حرارت معده آن را تمام بپزد و بگوارد چون كشگابى كند آن را كيلوس گويند و اين گواريدن را طبيبان گواريدن نخستين گويند و حرارت معده اندر اين گواريدن تنها پسنده نباشد ليكن حرارت اندامهاى ديگر كه گرد وى نهاده آمده است اندر آن يارى دهند ، چون جگر كه سوى راست است ، و حرارت او يارى دهد ، و از سوى