كسى كش استخوانى بر شكسته * بماند سخت در بندش ببسته
( 2986 )
8 - به كار بردن ضمير مفرد « او » و « وى » براى غير عاقل :
به استسقات نيك آيد زراوند * گشايد از جگر او سدّه و بند
( 547 )
و سگپستان برو سينه كند نرم * سوى سردى برد وى معدهء گرم
( 516 )
و نگاه كنيد به بيتهاى : ( 500 ) و ( 546 ) و ( 495 ) .
9 - استعمال كلمهء « هيچ » بجاى « ياى نكره » :
نشايستى كه هرگز يك زمان نيز * به چشم هيچكس بودى نهان نيز
( 19 )
10 - آوردن « مر » پيش از مفعول صريح و آوردن « را » بعد از آن :
تو گرم و تيز دان مر شيطرج را * ببرد بلغم ، آرد زود صفرا
( 551 )
بياموز و بگو مر مردمان را * نصيحت را و نه سود و زيان را
( 3225 )
11 - آوردن « مر » زايد :
كسى كش بس فراخست مر دهانش * دليرست و بسندست اين نشانش
( 266 )
12 - استعمال حرف اضافهء « را » :
و رطبه شير بيفزايد زنان را * و تخمش شهوت آرد مردمان را
( 545 )
و نگاه كنيد به بيتهاى : ( 510 ) و ( 137 ) و ( 236 ) .
13 - به كار بردن « اينت » :
و لون سرخ و زرد و سرخ تابان * مزاج گرم باشد اينت برهان
( 224 )