كردن « جمله اندام » به صورت « جملندام » و تلفّظ « دواء المشك » به صورت « دولمشك » .
و مشك طرامشيعت گرم باشد * و حيض آرد كه او هم نرم باشد
( 499 )
كه گرما بر تنش بر غلبه گيرد * و جمله اندام او گرما پذيرد
( 3380 )
دولمشك اندرو آميز هر روز * به دو ده تا مگر بينيش پيروز
( 1684 )
مختصّات دستورى و مختصّات لفظى ،
دانشنامه از نظر مختصّات دستورى و لفظى همانند متون نظم و نثر قرن چهارم هجرى است . اينك پارهاى از اختصاصات آن را ذكر مىكنيم :
1 - آوردن « يكى » بجاى « ياى وحده » :
يكى خايه بزن در روغن ورد * برو نه زود تا بنشاندش درد
( 1077 )
و رجوع كنيد به بيتهاى ( 2850 ) و ( 3789 ) ( 1145 ) .
2 - به كار بردن « ش » و « ت » فاعلى :
چو يك هفته ازين دارو بخوردش * سپرز و درد را دارو بكردش
( 2103 )
نبايد كردنت تركيب دارو * ازو بسيار عيب آيد ابر تو
( 592 )
و رجوع كند به بيتهاى ( 4466 ) و ( 599 ) و ( 3547 ) .
3 - استعمال « غمان » بجاى « غمها » و « اندوهان » بجاى « اندوهها » .
مساعد باشد او مر مردمان را * ندارد بيهده رنج و غمان را
( 278 )