تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار 21

مساهمون:

صپيشگفتار ٢١
و گر زو به نگردد مىبنالد * نمكّث سوده در دندانش مالد
( 1420 )
درو بسته دويست و چلّ و شش لخت * بقدرت استخوان بر يكديگر سخت
( 144 )
كسى كز پُرّى صفراى بسيار * ز تب بىهُش شود با زرد رخسار
( 4183 )
و پَرِّ ساوشان گرمست و بلغم * ز شش بيرون كند گردد همه كم
( 436 )
طعام وى چيندر با سپندان * دگر ماهىّ تازه باشْدْ بريان
( 2516 )
سيه‌چشمان نباشند جزّ بددل * خداوند فراخى چشم جاهل
( 252 )
ابر بو بكر و عمّر نيز عثمان * كه كردش او بما بر جمع قرآن
( 4466 ) 2 - ساكن ساختن حرف آخر كلمه قبل از ضماير ؛ مانند : گواريدنش - بودش - دهش - درت - بفزايدت - آورش - آيدت - گرددت .
مزاج معده گر باشد بقوّت * گواريدنش بيش آيد ز شهوت
( 211 )
درو كن نيك لختى دهن بادام * بدوده تا بُوَدْشْ از درد آرام
( 2253 )
پس آنگه اسفيوشش دِه بجلّاب * گر ، آب بقل حمقا دِهْشْ بشتاب
( 3788 )
به معده دَرْتْ بفزايَدْتْ قوّتْ * و نيكو داردت به نيت و شهوت
( 3309 )
ز آب انگبينش گو همى خور * بحيله آنگهى آورْشْ ازور
( 3855 )