آن ناحيه از ايران كه در سال 370 هجرى قمرى بيش از مردمانش پارسىدان بوده و پزشكش هم ذوق شعرى و سخنسرايى داشته و به زبان فارسى درى شعر سروده است جز خراسان آن روز جاى ديگرى نمىتواند باشد و باحتمال زياد حكيم ميسرى از مردم خراسان است . اسلوب سخن و لغات و تركيباتى كه به كار برده ظنّ خراسانى بودن او را قوّت مىبخشد . و علاوه بر آن از ضرب المثلهاى معدود كه در ميان سخن آورده رنگ زادگاه و اقامتگاه او پيداست از آن جمله :
براى نشان دادن اين اصل كه « اگر كسى نيكى كند نتيجهء نيكى به خودش باز مىگردد » ايرانيان ضرب المثلى دارند كه به صورت گوناگون بيان شده است .
فخر الدين گرگانى گفته است :
بكن نيكى و در درياش انداز * كه روزى در كنارت آورد باز « 1 »
حافظ شيرينسخن گفته است :
مرا به كشتى باده درافكن اى ساقى * كه گفتهاند نكويى كن و در آب انداز « 2 »
استاد سخن سعدى گويد :
تو نيكى مىكن و در دجله انداز * كه ايزد در بيابانت دهد باز « 3 »
شاعر خراسانى اسدى طوسى گويد :
بسى جايهاى گفتهاند اين سخن * كه كن نيكويى و بجيحون فكن « 3 »
و حكيم ميسرى گفته است :
شنودستم كه گر نيكى به جيحون * بيندازى بيايد زو به بيرون
( 120 )
به كار رفتن كلمهء « جيحون » بجاى « دريا - دجله » نشانهء آنست كه اين مثل بشكلى كه اسدى و حكيم ميسرى به كار برده در اطراف جيحون و سيحون رواج داشته است .
هامش
( 1 ) - دهخدا ، لغتنامه بنقل از فخر الدين گرگانى ، ذيل « نيكى كردن » .
( 2 ) - ديوان حافظ ، قزوينى و غنى ص 178 .
( 3 ) - دهخدا ، امثال و حكم بنقل از سعدى و اسدى .