تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و تخم كرسب و از باديان جوى * فراسيون و حلبه نيز بازوى « 1 » ازين هر داروى از چار مثقال * بمگذر كانگهى بد گرددَشْ حال به آب اندر بجوشان و پس آن آب * برون گير كانگهى بر سانِ كشكاب 1580 بوزنِ سى درم زين آبِ موزون * ابازو « 2 » دو درَم‌سنگ نيز معجون ببايد خورد هر روزيش شبگير * به روزى دو سِه‌ْاشْ اينست تدبير گر از معجون زوفا گو همى خور * دما « 3 » را نيست زين معجون بهتر

معجونِ زوفا

ز پرّ ساوشان بايد و زوفا * و ربّ سوس بايد نيز همتا 1585 و حرف و پلپل آر و قردمانا * ز هريك نيمهء از وزن زوفا آ 58 بكوب و بانگوين « 4 » اندر عجين كن * دمه « 5 » را تو همه دارو ازين كن و گرنه مسهلى بايد كه بلغم * ببرد تا مگر بلغم شود كم و گر با او حرارت باشد و تب * نيارامد زمانى روز يا شب

مطبوخ

يكى مطبوخ ساز از سوس و لكور * ز سگپستان و از مويز احمر درو افزاى لختى نيك عنّاب * پس از مطبوخ ، گو ، مىخور بكشكاب 1590 هميشه گو همى خور نارِ شيرين * كدوبا از غذاها نيز بگزين بگو تا روغنِ بادام يابد * طعامش زو كند آرام يابد برو سينه بموم و روغنِ ورد * همىانداى تا كم گردَدَشْ درد
هامش
( 1 ) - بازوى : با او . ( 2 ) - ابازو : با او . ( 3 ) - دما : اين كلمه را بجاى « ربو » آورده و بعد از دو بيت ديگر يعنى در بيت سوم به صورت « دمه » ذكر كرده( بكوب و بانگوين اندر عجين كن * دمه را تو همه دارو ازين كن ) .دمه و دما در فرهنگها بمعنى « ربو » ديده نشد و دمه و دما بمعنى هواى خفه آمده است . ( 4 ) - انگوين : انگبين . ( 5 ) - دمه : بخار ، هواى خفه ( اين كلمه را بجاى « ربو » آورده است ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 100 | حكيم ميسرى / برات زنجانى