و تخم كرسب و از باديان جوى * فراسيون و حلبه نيز بازوى « 1 »
ازين هر داروى از چار مثقال * بمگذر كانگهى بد گرددَشْ حال
به آب اندر بجوشان و پس آن آب * برون گير كانگهى بر سانِ كشكاب
1580 بوزنِ سى درم زين آبِ موزون * ابازو « 2 » دو درَمسنگ نيز معجون
ببايد خورد هر روزيش شبگير * به روزى دو سِهْاشْ اينست تدبير
گر از معجون زوفا گو همى خور * دما « 3 » را نيست زين معجون بهتر
معجونِ زوفا
ز پرّ ساوشان بايد و زوفا * و ربّ سوس بايد نيز همتا
1585 و حرف و پلپل آر و قردمانا * ز هريك نيمهء از وزن زوفا
آ 58 بكوب و بانگوين « 4 » اندر عجين كن * دمه « 5 » را تو همه دارو ازين كن
و گرنه مسهلى بايد كه بلغم * ببرد تا مگر بلغم شود كم
و گر با او حرارت باشد و تب * نيارامد زمانى روز يا شب
مطبوخ
يكى مطبوخ ساز از سوس و لكور * ز سگپستان و از مويز احمر
درو افزاى لختى نيك عنّاب * پس از مطبوخ ، گو ، مىخور بكشكاب
1590 هميشه گو همى خور نارِ شيرين * كدوبا از غذاها نيز بگزين
بگو تا روغنِ بادام يابد * طعامش زو كند آرام يابد
برو سينه بموم و روغنِ ورد * همىانداى تا كم گردَدَشْ درد
هامش
( 1 ) - بازوى : با او .
( 2 ) - ابازو : با او .
( 3 ) - دما : اين كلمه را بجاى « ربو » آورده و بعد از دو بيت ديگر يعنى در بيت سوم به صورت « دمه » ذكر كرده( بكوب و بانگوين اندر عجين كن * دمه را تو همه دارو ازين كن ) .دمه و دما در فرهنگها بمعنى « ربو » ديده نشد و دمه و دما بمعنى هواى خفه آمده است .
( 4 ) - انگوين : انگبين .
( 5 ) - دمه : بخار ، هواى خفه ( اين كلمه را بجاى « ربو » آورده است ) .