تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بگرماوه « 1 » درون بايد شد « 2 » او را * زمانى نيك مىبايد بُد « 3 » او را ز آبِ سرد گو ، اندر دهن گير * برآيد زود و جز اين نيست تدبير 1515 و گر پس از زرو خون آيد او را * و خون اندر گلو بفزايد او را قشور « 4 » نار و از سماق و گلناز * بكوب و غرغره را اين بكرد « 5 » آر ب 55 ازين چون غرغره سازد شود به * و گرنه زين دگر دارو به دو ده بگو گلنار و خون ساوشان آر * و كندش لختكى گو نيز بردار بگرد آر و بسا « 6 » و آميز درهم * ازين گو هر زمانى در گلو دم

فى الخناق

1520 كسى كو را گلو بر هم ببندد * چنان كابى فرورفتن نگنجد نه آواز از گلوىِ وى برآيد * خيو « 7 » را خود فروبردن نيارد خناقست اندرين غفلت نبايد * كه غفلت كردنش علّت فزايد گر از خون باشد و يا بى نشانش * دو چشمش سرخ باشد با رخانش ز اوّل گو ، رگِ قيفال بگشاى * گلاب و سركه آنگه بر سر انداى « 8 » 1525 ز آبِ توت او را غرغره ساز * و نوشادر به دو در نيز بگداز گر « 9 » از كشنيز تر ، آبى برون آر * به آبَشْ غرغره فرماىْ بسيار طبيعت نرم دارَشْ به آبِ آلو * بمغزِ لكور و خرماىِ هندو و گرنه شيشهء « 10 » بر گردنَشْ نِهْ * گلو از هم برانگيزد شود بِهْ
هامش
( 1 ) - گرماوه : گرمابه . ( 2 ) - شد او را : در نسخهء اصل ( شدن را ) . ( 3 ) - بد : بود . ( 4 ) - قشور : جمع قشر ، پوستها . ( 5 ) - بكرد آر : بكردن آور ، عمل كن ، به كار ببند . ( 6 ) - بسا : بساى ( امر از مصدر ساييدن ) . ( 7 ) - خيو : آب دهان . ( 8 ) - انداييدن : اندودن . ( 9 ) - گر : يا . ( 10 ) - شيشه : شيشهء حجامت .