و نيز غرمى اين به همين گونه نيم درم ديدم .
قدح :
يك و يك چهارم رطل است
( ذ : قدحه يك كفليز از شوربا و همانند آن ( آنندراج ) و ( ناظم الاطباء ) )
قنطار :
صد رطل است .
( ذ : چهل وقيه از زر ، يا هزار و دويست دينار ، يا هزار و دويست وقيه و گويند هفتاد هزار دينار و گويند هشتاد هزار درم و گويند صد رطل يا نقره و گويند هزار دينار و گويند يك مشك گاو پر از زر يا سيم و گويند مال فراوان ( آنندراج ) و ( اقرب الموارد ) )
قوطولى :
در ( پيمانه ) يك رطل است . در ( وزن ) ده وقيه در برخى شهرهاى روم ( پيمانه ) نه وقيه و در ( وزن ) هفت و نيم وقيه مىباشد .
قيراط
:
Carat
يك سوم يك هشتم مثقال 24 / 1 مثقال است . سه حبه و در درهم پولى دوازده قيراط ، گفته شده قيراط همان خروبه است . و گفته مىشود يك بيست و چهارم مثقال است .
( ذ : دويست ميلىگرم ( آريانپور ) . چهار جو و چهار حبه ( فرهنگ معين ) )
كف :
شش درخم ( درم ) است .
( ذ : شش درخمى ( مفاتيح العلوم خوارزمى ) . در اهواز سيزده صاع و هر صاع دوازده مختوم ( فرهنگ معين ) وزنى برابر با ده حبه براى سنجش چيزهاى خشك در اصفهان و خوزستان ( دهخدا ) )
مثقال :
پيمانه يك و نيم درم . پول دو درم . سه حبه . بيست و پنج قيراط است .