ايل :
( Stag )
گوزن نر مؤنث آن « أليله » ج « أيايل » نام آن در نوشتههاى آشوريان « أيلو » و مصر باستان « أيول » آمده است از تيرهى آهوان ولى از جنس آنها نيست او از سمداران است نر آن شاخهاى پرشاخه دارد . برخى از آنها در جاهاى سردسير ( گوزن قطبى ) و گروهى ديگر در گرمسير ( گوزن خالدار هندى ) و دستهاى در آب و هواى ميانه اروپا ( گوزن سرخ ) برخى در كوهستان ( گوزن كوهى ) و جز آن مىباشد . همگى از يك جنس هستند تنها از اندازه و خوشاندامى و چالاكى و فرم شاخها با يكديگر متفاوتاند .
ايم :
گونهاى مار بىآزار است كه در خانهها و نزديك آدميان مىزييد در مصر به نام « ارقم » خانگى گفته مىشود . تن دراز باريك به رنگ زرد و پوست صاف و درخشان با چشمانى سياهرنگ و دندانهاى درخشنده است دوست آدميان بشمار مىآيد چون همهى حشرهها آزاردهنده و جانوران آسيبرسان همچون موشها و جز آنها را مىخورد آنها و از آسيب آدميان را مىرهاند .
بادستر :
( beaver )
واژه فارسى بيدستر از نامهاى ديگر آن قندس ، قندر و تازيان « خارود » و نام علمى آن قسطر ( سگ آبى ) گويند ، از تيرهى جوندگان آبى است . داراى دمى پهن ، در شنا از آن كمك مىگيرد ميان انگشتان پاى جانور پردهاى است او را در پارو زدن هنگام شنا يارى مىرساند . كيسهاى كوچك پشت خايهها و ميان اندامهاى تناسلى و سوراخ نشستنگاه او هست كه مردم گمان مىبرند كه اين كيسه خايه جانور است . در اين كيسه تراوشهايى به رنگ زرد و بدبو و رزينى با نام گندبيدستر گرد مىآيد ، در پزشكى كاربرد درمانى دارد .
بازهر :
( Antitoxin )
واژهاى پارسى از پادزهر ، پادتن است . همچنين نام سنگى در شكمبهى گونهاى از آهوان كه به فارسى ( بازن ) و آمريكايى لاما گفته مىشود . سنگى گرد . و سخت با چندين لايهى داراى يك كانون ( هستهى آن ) ، لايهها در پى با مركزيت هسته روى هم گذاشته شدهاند . پزشكى كهن آن را بسيار ارزشمند و از داروهاى معجزهگرى شناخته