همان گونه كه رازى در جاهاى گوناگون يادآورى كرده و تا همين دوره نيز برخى خانوادهها ، نوزاد خود را با شير ماچه خر ، بزرگ مىكردهاند . گمان مىرفته ، نوزاد را نيرومندتر و در برابر سختىها بردبارتر و در برابر بيمارىها توانمندتر مىساخته است .
ارنب بحرى :
( Sed hare )
گذشتگان آن را مغناطيس جانورى يا گوشتى خواندهاند . گونهاى حلزون دريايى بزرگ از تيرهى صدفىها مىباشد . سر او داراى زايدههايى است كه كشيده و خميده شده و آن را به مانند سر خرگوش درآورده است . دست و پايى كوتاه براى خزيدن نه راه رفتن دارد . هنگام شكار خود را گرد مىآورد و مادهاى سمى ، آبى رنگ از خود مىتراود . ماهيگيران مىگويند اين ماده سبب ريزش مو مىشود .
( ذ : سر او به مانند سنگ سخت است ، داراى سمى گرم ، سوزنده ، پانسمان آن به تنهايى يا با تخم انجره سترندهى مو و پانسمان پختهى آن و سوختهى آن تيزكنندهى بينايى و درخشانگر دندان و ماليدن خون او براى كلف ( كك و مك ) و بهق ( پيسى ) سودمند است . خاكستر جانور بابيه خرس براى بيمارى ريزش مو خوب است ابن تلميذ « 1 » ماليدن آن را روى گزش زنبور ، پادزهر بسيار خوبى مىداند ( تحفهى حكيم ) )
اسقنسور :
( Skink )
يكى از خزندگان از تيرهى چلپاسهها
« Scincidae »
برخى آن را سوسمار دريايى گويند . به مانند ديگر خزندگان داراى دو جفت دست پاى كوتاه در كنارهى تن است همانند سوسمار مىباشد داراى دمى به اندازهى تن است . پشت جانور زرد روشن بىدرخشش و خطدار ( دوازده خط ) و شكمى زرد رنگ دارد . در سوريه و شمال آفريقا فراوان يافت مىشود در پزشكى كهن يونانى كاربرد دارويى داشته است .
اظفار الطيب : ن . ك نمايه داروهاى تكى
هامش
( 1 ) . ابن تلميذ : الف : معتمد الملك ، بو الفرج - يحيىپور تلميذ نصرانى ، پزشك بزرگ دوره عباسيان ( مستظهر ) در سال 512 ق درگذشت ب : موفق الدين امين الدوله بو الحسن هبهء اللّه پور صاعد پور هبهء اللّه نوادهى دخترى معتمد الملك وى نيز از پزشكان بزرگ بيمارستان معتضدى بغداد بود . درگذشت او در سال 560 ق مىباشد