مخاطى راست روده مىباشد كه با درد هنگام پيخال كردن و احساس پيوسته انجام آن و گاهى چندين بار در يك ساعت است و چهبسا حالت بيمارى اسهال خونى پيدا كند و چرك و خونابه به همراه پيخال بيرون مىآيد و به همراه آن بالا رفتن دماى تن و فرو افتادن نيرو و درد در جاى رودهى بزرگ ، همچون دلپيچه است .
سرسام :
( Cerebritis ; meningitis ; encephalitis )
آماسى پردههاى مغزى است . كه به همراه تب و دردهاى سخت سر با بالا آوردن و پريشان خيالى و فلج و جز آن پيش مىآيد . آن آماسى است با آيندهاى بسيار بد .
سعفه :
( Favus ; porrigo )
بيمارى كچلى ، بيمارى تاسى وحشى . در « مفيد العلوم » به نام « باذشفام - بادشفام » و « بنك » آمده كه گونهاى بيمارى مادرزادى است كه به ويژه كودكان بدان گرفتار مىشوند كه موى تكهاى از پوست سر كودك مىريزد و پوستهپوسته مىشود و رنگ پوست آن سرخ مىگردد ، ازاينرو به آن بيمارى كچلى سرخ مىگويند . اگر موى ريزشيافته كودك گرفتار اين بيمارى روى سر كودك تندرستى بيفتد او را نيز بيمار مىكند . اين بيمارى كوتاهمدت است و بهبود مىيابد و يا بهگونهاى همواره خواهد بود ، تا آنكه تاسى پيوسته پديد آورد .
سل :
( Tuberculosis )
بيمارى ميكروبى واگيردار ، كشنده ، علت آن باسيل كخ است و بجز اين بيمارى باسيل مزبور راه ديگر گرفتار بيمارى ملول شدن وجود ندارد همان گونه كه رازى مىگويد : هركس زاگ يا خرگوش آبى بخورد سل مىگيرد . باسيل در پوششهايى سخت در شش افزايش پيدا مىكند و پراكنده مىشوند و پس از مدتى اين كيسه شل شده همانند پنير مىگردد كه به آن مادهى پنيرى مىگويند . اين چركابهها هستند كه سل را در شش نگاه مىدارند و آن را مىخورند . چهبسا در گرههاى لنفى و در پرده ششها ، پريتون و يا بندهاى نيز جايگزين شوند .
سلسل البول :
( Incantinence of urine ; Incapacity )
بيمارى ناتوانى كنترل پيشآب است كه بهگونهى همگانى يا بخشى از آن كنترل