تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
آزردگى و اندوهگينى پيوسته ، كرختى ، جوش زخم در جاى گازگرفته و جز آن مىباشد . ( ذ : بيمارى ويروسى عفونى سگ‌ها و گرگ‌هاست روى نهفتگى يك تا شش ماه با آماس غدد لنفاوى پيرامون جاى گازگرفتگى با خفگى ، تنگى نفس ، اسپاسم‌ها كزازى متناوب افزاينده به ويژه ماهيچه‌هاى تنفسى و آلبومينورى و از نشانه‌هاى ديگر آن ديده شدن اجسام سيتوپلاسمى ( اجسام‌نگرى ) در مغز است . ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) )
داحس :
( ngchia ; whitlow ; ongchia ; panaris )
مردم به آن دمل گويند پزشكان به آن فلگمون انگشت گويند . آماس سخت در بافت‌هاى كناره‌ى ناخن ( بيشتر دست ) ديده مىشود كه از زخمى و ساييدگى پوست كناره‌ى ناخن ميكروارگانيسم‌ها بدرون لايه‌هاى زيرين پوست مىروند ، پوست‌كنده و نازك و سپيد مىشود و از آن خونابه‌ى چركى تراوش مىنمايد اين گونه‌ى سطحى آن مىباشد . چنانچه در ژرفا باشد با درد بسيار نمايان مىشود و با كمترين فشارى ، درد افزايش مىيابد و دست باد مىكند و آماسيده شده ، چركين مىگردد .
دمل :
( Abscess ; Boil )
آماس پوست‌هاى پرمو و چرب همچون رخساره مىباشد به جهت خراش پوستى در آنجا و يا بيمارى ديابت و يا بهم‌ريختگى گوارش و جز آن آماس سرخ و برجسته و در بالاى آن مويى قرار گرفته ، كف آن گسترده مىشود و خود آماس برجسته‌تر مىگردد تا آنكه به رنگ بنفشه‌اى و سپس درآيد ، پوست آن پس از يك هفته پاره مىشود چركى با بستگى بالا و خيلى كم از آن روان مىشود چنانچه ادامه يابد و سوراخ آن بسته شود دملى مىگردد .
دوالى :
( Varix )
گشاد شدن سياه‌رگ‌هاى سطحى به ويژه اندام‌هاى پايينى است سياه‌رگها به رنگ آبى و با خميدگى بسيار و دست‌اندازى به جاهاى ديگر و آشكار شدن آنها همانند شبكه‌اى از نخ‌هاى كلفت ( طناب ) درمىآيد . و اين گشادشدگى همه جا يكسان نيست ، ازاين‌رو برخى جاهاى آن بادكردگى پيدا مىكند . اندك‌اندك همه رگ‌ها حتى شاخه‌هاى باريك