مىاندازد تا بدان تكيه نمايد و تنگى نفس سخت را كاهش دهد ، در اين هنگام رنگ رخساره دگرگون مىشود ، چشمها بيرون زده و تن او آب مىشود . پس از مدتى نوبت يورش بيمارى كاهش مىيابد و برنگ چهره باز مىگردد و به حالت طبيعى درمىآيد تا نوبت ديگر بيايد .
رمد :
( Ophthalmia )
به آماس ملتحمه چشم شناخته مىشود . اين آسيب بدنبال فرورفتن چيزى به درون چشم است ( عامل فيزيكى ) و يا آماسى در پى ميكرو ارگانيسمهايى همچون
« Gonocoques »
كه سبب چركين شدن لايه ملتحمه چشم مىگردد ازاينرو اين بيمارى چشم را چركزا مىنامند . پس بيمارى چشم بدنبال يك عامل مادى است نه آنگونه كه رازى در « منصورى گفته است بر اثر چشم زخم و از چشم زدن ديگران بوجود مىآيد ) .
همچنين آماس قرنيه گفته مىشود .
زكام :
( Cotarrh )
سرماخوردگى همراه با چركين شدن دستگاه تنفس ، آماس سخت يا كهنه كه لايه مخاطى بينى را درگير مىكند و چركين مىشود كه آغاز بيمارىهاى سيستم تنفسى يا تنها ويروسى است كه همراه سردرد و آبريزش بينى مىشود كه پس از دو تا سه روز و گاهى بيشتر پايان مىيابد . گاهى به بخشهاى پايين سيستم تنفسى همچون آماس حنجره و ناى كه به سرفههاى سبك بىآزار مىرسد . پزشكان گذشته ميان زكام و ديگر بيمارىهاى ميكروبى ويروس همچون آنفلونزا و بيمارىهاى درگيركنندهى ناى و شش و جز آن تفاوتى نگذاشتهاند . ازاينرو نخست ما انفلونزا
Grippe
را گزاره مىكنيم : كه پزشكان آن را سرماخوردگى واگيردار مىنامند و از ويروس برگرفته بهگونهى واگيردار پخش مىشود . از انگيزههاى آن سرماى نمور و جابجايى تند از گرما به سرماست ، نشانههاى كوفتگى سراسرى تن ، سردرد ، بالا رفتن تب ، درد در دستها و پاها ، زكام سخت ، آماس گلو ، سرفهى سخت و جز آن مىباشد . پيشرفت بيمارى گاهى به اندازهاى است كه به مرگ پايان مىرسد .
سحج :
( Paratrimma ; Rectocolitis )
معنى واژه خراش و پوستهپوسته شدن است ، ولى از ديدگاه پزشكان آماس لايه