ماهيچههاى دل ، كمخونى و سستى سرتاسرى ، نشانههاى آن است . ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) )
داء الثعلب :
( Alopecia )
بيمارى پوستى به همراه ريزش مو در چند سانتيمتر مربع از سر يا ريش يا گردن و جز آن و پوست آنجا به رنگ سرخ پررنگ درمىآيد اين حالت مدتى به درازا كشيده مىشود كه گاهى كاهش دارد و گاهى افزايش مىيابد . سپس مو خود به خود و يا به كمك درمان در آنجا رويش پيدا خواهد كرد .
داء الفيل :
( Elephentisis )
( ذ : پيلى شدن ، پيل پايى ، الفانتيازيس ، ادم پا ، خيز جثيم زير پوستى همراه با كلفتى پوست كه در نتيجه انسداد جريان لنف پديد مىآيد . كه مىتواند در اثر كرم فيلاريا باشد . ( فرهنگ پزشكى هوشمند ) ) .
نخستين بار رازى در تاريخ اين نامگذارى را گذاشت چون پاى آسيبديده به پاى پيل همانند مىشود پژوهشگران هيچ نامگذارى سازگار با اين بيمارى جز اين نام پيدا نكردند ازاينرو اين نام بدينگونه ماندگار شد . در اين بيمارى پاهاى مرد و زن گرفتار مىشوند . انگيزهى آن كرمهاى انگلى نخى شكل
Filaria
مىباشد كه نوزادان كرم در اثر نيش گونهاى پشه به خون مىرساند و از آنجا به رگهاى لنفى مىرود و در آنجا رشد مىكند و بزرگ مىشود و توليد مثل مىنمايد و به اندازهاى افزايش پيدا مىكند كه بخشى و يا همه راه رگ را مىبندد و تراوشهايى در پوست ساق و ران خواهد داشت كه پا را كلفت همچون ساقه درخت و مانند پاى پيل نمايد
داء الكلب :
( Cynanthropy ; Rabies )
بيمارى واگيردار كه از گاز گرفتن سگ بيمار ، به آدمى مىرسد و آن بزاق آلوده به ميكرو ارگانيسم از راه گاز گرفتن و زخم پديدآمده آدمى را گرفتار مىسازد و اين ميكروارگانيسم به وسيله خون در سرتاسر تن پخش مىشود و در سيستم عصبى جا گير مىگردد پس دورهى كمون آن بين بيست تا شصت روز است كه نشانههاى بيمارى در آدمى آشكار مىگردد و در آغاز با تب و ناآرامى روانى ، افسردگى ، بىخوابى بىتابى ،