تخممرغى سرنيزهاى و لبهى ارهاى عطرآگين داراى روغن فرار . عربان براى آن هفت گونه ياد كردهاند . فلفلى ، نعناع انگليسى ، سبز بلسمى سبز يا رومى يا سنبلى ، تپلى ( نعناع رويشى در گورستانها ) و مشكطرامشيع ( پودنه ) ، پيچيده ( مجعد ) و آنها برى ، آبى هستند
( ذ : گونهاى پودنه ، پذو ، پودينه ، فودنج بستانى ، فوتنج بستانى ، پونه ، حثرما ، نعنع ، نعنا ، عرق يا اسانس آن براى نفخ و دردهاى گوارشى خوب است كمككننده به گوارش خوراك ، دور كردن سردى براى گرفتگىهاى ماهيچهاى ، بادشكن ، و همچنين براى گرفتگى بينى و سردرد سودمند است . ( متداولترين گياهان دارويى ) )
نفط
Naphtha Akin of bitumen : ( Naft )
( ذ : اوستانبد ، نپته ( تر ، نمناك ) نيز نام دارد . هندى باستان « نبه ، نبهته » ( شكافتن ) سانسكريت بدهه ، ارمنى « نوت » ، يونانى « نپثه » ، پهلوى نفت ( قير ) لاتين « نفته » ، گفته مىشود مايع كانى آتشافروز ( دهخدا ) )
نمام
Ocimum basilicum linn sweet basil : ( Namm m )
پيشينيان بر سعتر دشتى اين نام را نهادند چون همانند سعتر كوهى بىبو مىباشد همچنين اين نام را بر گونهاى از نعناع آبى يا حبق الماء گذاشتند در « مفيد العلوم » آمده نمام مفرد آن نمامه يك گياهى معروف نزد بوميان مغرب به نام صندل و آن سيسنبر است . ( ذ : گياهى است كه به پارسى پودنه گويند ( ناظم الاطباء ) )
نوره
Calx Quick lime : ( Naurah )
نام كلس ، آهك و برخى « جير » و فرمول شيميايى آن اكسيد كلسيم
Cao
كه پودر سپيد از سوختن كامل سنگها در ظرفهاى ويژه بسيار ابتدايى كه به آن كورههاى گچسازى است بدست مىآيد . و آن نيز پس از سوزاندن كامل سنگ براى مدتى دراز و سپس بيرون آوردن آنها از كوره و گذاشتن آن در هواى آزاد براى خنك شدن است در اين مرحله به آن آهك زنده ( بر اثر حرارت
CO 2
آن بيرون مىرود و آهك زنده مىماند ) مىگويند در اينجا سنگها ويژگىهاى اوليه خود را نگاهداشته تنها رنگ سپيد به خود گرفتهاند . چنانچه آب به آن زده شود اجزاى آن جدا شده و خميرى را شكل مىدهند كه اين آهك شناور است . هرچه اندازهى آب افزايش يابد اجزاى آن بيشتر باز شده و به شكل خامه درمىآيد ديرى نمىگذرد كه سفت مىشود به آن شير آهك
Ca ( OH ) 2