[ سوسن ختايى ، زرد و سپيد و كبود ( رنگين - سوسن آسمانى - آسمانگونه ) ] است . بيخ آن را يرسا و خود درخت را چلغوزه به تازى « صنوبر الكبار » گويند ريحان كافورى ، كافور يهودى ، پيلگوش ، فيلگوش ، پيلغوش ، زنبق دشتى نامهاى ديگر آن است . ( فرهنگ معين ) )
سياهداوران
Ferric oxid Iron rust : ( Si h d war n )
( ذ : سرابيون به نام سادروان آورده است و لكلرك
Leclerc
مىپندارد كه « اشنه » باشد . در ( محيط اعظم ج 3 ) ساداوران گفته است و مىگويد مخفف سياهداوران « مركب حاكمان » است از اين جا كه از مركب فراهم شده از آن « مداد القضاة » يا « سواد القضاة » يا « سواد الحكام » ناميده مىشود . به پارسى « آب بن » يا « آب ريشه » و به هندى « كالاسانوا » گفته مىشود . اين مادهى سياه درخشان همانند تكهاى از مركب چين ( خشك ) است و در ساقهى درخت « بطم » كهنه گرد مىآيد . همچنين مىگويند كه به مانند صمغ است و در جاهاى خالى ريشه درخت گردو پيدا مىشود . ( صيدنه ) )
سيساليوس
Levisticum officinale Koch Lovage : ( Sis liyus )
از نامهاى آن « سيسارون » و « سو » و « سيسير » ، جايگاه آن در سرزمين هند و در آنجا « شرويس » خوانده مىشود . عربان « عقربان » گويند . براى داشتن ريشهاى به كلفتى يك انگشت و در روى آن چندين گره ديده مىشود . از دو سوى آن شاخههايى كوچك همانند كژدم از آن بيرون مىآيد . بوميان هند آن را همچون هويج مىخورند در سرزمين كره آن را در شيشههايى تخمير مىكنند و از آن شرابى مستىزا ، بسيار گران مىسازند .
( ذ : انگدان رومى اندكى از انگدان معمولى درازتر و سپيدتر ، طبيعت آن گرم و خشك ، در مرتبت دوم لطيفكننده و تحليلبرنده و بلغم فسرده را بگدازد ، اندر شراب خورند . زيان سرما در سفر را بكاهد ، درد پشت را از ميان ببرد ، براى صرع نيز سودمند است . ( تحفه حكيم ) )
شابابك
( Sh babak )
:
نام شاه بابك يا شاهبابج كه واژهاى است پارسى و عربان برنوف گويند . به ويژه در سرزمين مصر مىرويد . پرشاخ و برگ ، و برگ آن بوى بسيار بد و گلهاى خوشهاى دارد .