تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤

رتّه

Sapindus trifoli Soap nut : ( Rittah )
مردم آن را ريتا خوانند ، پيشينيان فندق هندى و در كتاب « احياء التذكرة » قارچ گفته‌اند . ميوه‌اى همانند فندق از درختى كه زيستگاه آن سرزمين‌هاى گرم بويژه ميانه هند پديد مىآيد . بيش از سه متر بلندا ندارد پرشاخه است ، در بخش بالايى آن ، اين ميوه سبز مىباشد كه به زردى زده و داراى انباشتگى در آغازست . پس از خشك شدن رنگ آن به گندمگونى و سرخى مىزند در درمان‌ها به كار مىرود ، ساييده‌شده‌ى آن براى شستن لباس سودمند است و پاكيزه كردن آن كاركردى همچون صابون دارد . ( ذ : اگر با سركه بر خنازير طلا كنند ، تحليل دهد ، اگر با آب مرزنگوش در چشم كشند شب‌كورى را از ميان ببرد ، طبيعت آن گرم و خشك است براى نيش عقرب سودمند است ( دهخدا ) )

رصاص

plumbum Lead : ( Ras s )
( ذ : ارزيز ، قلعى به هندى « رانگ » گويند دو گونه است سياه آن سرب و سپيد آن قلعى و قصدير است . كفشير ، رصاص ابيض ، سرب ، اسرب علايى نام‌هاى ديگر آن مىباشد . به رومى « كيتيرين » ، به سريانى « آنكا » به پارسى « ارزير » به هندى « تردل و اترو » گويند . رصاص سرد داراى رطوبتى است كه بدان سبب اورام را تحليل دهد و لطيف گرداند . ( دهخدا ) )

رطبه

Medicago stiva Linn Luceme or alfalfa : ( Ratba )
( ذ : يونجه ، سپست تر را گويند چون سبز است و جمع آن « رطاب » خشك آن را عرب « قت » گويند و نيز فصافص جمع فصفصه است ، علف را گويند به پارسى اسپرست و يا اسپست ( ذخيره خوارزمشاهى ) ، قت ، برسيم يونجه تر ، سپست‌تر ( دهخدا ) )

روستخج

Burnt copper : ( Rusakhtaj )
از نام‌هاى آن مس سوخته ، راسخت مىباشد سولفور مس نام علمى آن است . و از قرار دادن يك تكه مس روى آتش و سپس گذاشتن آن در جايى نمور بدست مىآيد .