تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢

راتنج

Colophonq pine resin : ( R tinaj )
برخى راتينج را راتيانج گويند . واژه‌اى پارسى كه در گذشته بويژه به صمغ صنوبر مىگفتند سپس نام عمومىتر شد پس به شيرابه‌ى صمغى كه سفت نمىشود و بند نمىآيد گفته مىشود . سپس عربان آمدند آن را به بخش مايع و خشك و سخت تقسيم كردند و پس از آن راتنج به عنوان آدامس گزاره كردند پس گفتند علك البطم ( آدامس بطم ) و علك الرومى و جز آن . ( ذ : طبيعت آن گرم است در سوم ، خشك است در اول ، خشك و محلل و روياننده‌ى گوشت در ريش‌ها ليكن مهيج الم اگر با گلنار به كار رود براى فتق عروق خوبست . گونه‌ى صلب آن كه با آتش پخته شود به شيرازى زنگبارى خوانند و بهترين آن سپيد بود كه اندكى به زردى زند بوى آن به مانند بوى صنوبر است ( دهخدا ) )

رازيانج

Foeniculum vulgare Mili Fennel : ( R zy naj )
در مصر « شمّار » ، حلب « شمرة » ، موصل « رزنايج » ، دمشق « لآنسون » ، آنسون ، يانسون گويند . گياهى علفى خوش‌بو چهار پا بلندى دارد با ريشه‌ى چند ساله آن به كلفتى انگشت و برگ‌هاى نازك و كوچك و گل‌هاى زردرنگ و با ميوه‌اى كوچك كه دانه‌ى دراز دوكى شكل سخت‌تر و كوچكتر از دانه‌ى گندم دارد . ( ذ : رازيانه ، فنوى از تيره چتريان با گونه‌هاى پايا ، برگ‌هاى متناوب داراى بريدگى و خوش‌بو و خوش‌مزه با اندكى شيرينى به دو گونه‌ى پرورشى و خودرو مىباشد . طبيعت پرورشى آن در اول سوم گرم و در آخر اول خشك . تخم آن گرمتر از برگ آن و بيخ آن قويتر از ديگر بخش‌هاى آن است . سنگ گرده بريزاند ، بول و حيض را براند بر گزندگى سگ سودمند است . در مغرب « بسباس » در مصر « عريض » ، رومى « ماكثرون » و « انانوس » به يونانى « فيا » و « فيرنوس » گويند ( دهخدا ) )

راسن

Ehelenium Linn Elecampane : ( R sin )
( ذ : درختى است كه آن را پيلگوش گويند و آن دارويى براى گزندگى جانوران است بوى سير دارد . به آن تاتران ، سوسن كوهى ، حزنبل ، جناح رومى و شامى ، قسط شامى ، اتيون ، زنجبيل شامى و بلدى ، سفا ، خارگياه ، كلموج ، قنس ، آنذر گويند براى ورم‌هاى سرد ،
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 682 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى