نبضى كه از آغاز انبساط نيرومندتر و بزرگتر از پايان خود دارد ، حالت بهترى براى تن خواهد بود و ز آنسوى آن . چنانچه در پايان انبساط نبض شتابانتر باشد نمايشگر حرارت سخت و كهنه است .
گونهاى از نبض همواره كوچك و سست مىشود كه ما آن را دمموشى مىناميم ، در هنگام پايين آمدن نيرو پديدار مىشود و آن به اندازهاى است كه نيرو سست مىشود و كاهش مىيابد . نبض نيز سست و كوچك مىگردد و اين نشانهى خيلى بدى است .
چنانچه پس از آن به نيرومندى و بزرگى هميشگى خود بازگردد و آن نيروى بسيار باشد نشاندهندهى اندازهى آن است كه به بزرگى پيش خود باز نگشته و از آن چيزى كاسته نمىشود و بههرحال اين بهتر از آنى است كه كوچكتر شود تا اينكه از نگاه نبض گيرنده در دستمالش دور بماند بارى اين حالتها نمايشگر كوتاه آمدن و تسليم شدن طبيعت ( سيستم دفاعى تن ) مىباشد .
نبض منحنى كه به يك سو گراييده است همواره در بيماران تب دق و تب نابود و پژمرده كنندهى تن ( ذبول ) است .
نبض منحل ( از ميان رفته ) نشاندهندهى فروافتادن نيروست .
نبض زائد ( زيادى ) نشان از سلامتى و نياز بيشتر است .
نبض ثابت در هنگام چيرگى تب دق بر تن پديدار مىشود .
نبض موجى در هنگام آبتنى و نوشيدن شراب و هرآنچه تن را نمناك كند و در بيمارىهاى استسقا و خوابآلودگى ( بيهوشى ) و ذات الريه و فلج و سكته و جز آنها نمايان مىشود و پديد آمدن آن در تبها به همراه تراويدن عرق ، هشداردهنده است .
نبض دودى در هنگام فروافتادن نيرو آشكار مىشود و آن نيز نه بهگونهى كامل خواهد بود .
نبض مورچهاى ( نملى ) هنگام كامل فروافتادن نيرو و نزديكى پديدار مىشود .
نبض ارهاى ( منشارى ) با آماس حاد و گسترده به ويژه در اندامى كه بافت آن عصبى است ، پديد مىآيد . نمونهى آن در بيمارىهاى ذات الجنب و ذات الحجاب ديده مىشود .
نبض لرزان ( مرتعش ) هنگام نياز بسيار و سختى اندامها و سنگين شدن نيرو نمايان مىشود كه نشاندهندهى بسيار بالا بودن دما و سنگين شدن نيرو بوسيله آميختگىها
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٥٧٨