تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
اگر پيشآب كسى كه در حالت بهبودى است به تندى به سوى حالت طبيعى در تندرستى باز نگردد و ترس برگشت بيمارى به بيمار بسيار خواهد بود . پيشآب همانند شير يا آب مردانه اگر اندك باشد نويددهنده‌ى فلج و سكته مىباشد و اگر آمدن آن در اين‌چنين بيمارىهايى افزايش يابد بيمار لاغر و ناتوان مىگردد . پيشآبى كه در آن تكه خون ( لخته ) باشد در تب محرقه ( سوزان ) بد مىباشد . پيشآبى كه به مانند ماست آبكى است كه به همراه تب سخت باشد هشداردهنده‌ى مرگ زودهنگام خواهد . چنانچه دماى تب پايين نيايد و سبك نشود ، و يا اگر سبك شود به تب دق جابجا مىشود . پيشآبى كه پيوسته يك رنگ دارد و تغيير نمىكند در تب‌هايى است كه نشاندهنده‌ى سختى « پختگى » تب مىباشد . چيزهايى كه در پيشآب وجود دارد ، بسيارى از ته‌نشست‌ها و جز آن مىباشد يكى از اين ته‌نشست‌ها زلالى و شفافيت و درخشندگى دارد و به مانند آب تقطير شده در شيشه‌هاى گلاب و چه‌بسا شفاف‌تر و زلال‌تر از آن است و همچنين به مانند تكه‌هاى يخ كنار هم قرار گرفته‌اند و اين درخشندگى و زلالى و شفافى و تخلخل « 1 » ( جدا بودن از هم ) و سبكى را در هيچ ته‌نشين ديگرى نمىتوان ديد . اگر همه‌ى پيشآب را بهم زنند ، آن تيره و تار نشود و ته‌نشست به تندى پايين نيايد و چه‌بسا هرگز پايين نيايد ، اين پس‌مانده‌ى گوارشى ، ساخته شده در رگ‌هاست و پيش از اين ، آن را ياد كرديم . در مرتبت دوم ، يك آميختگى ( خلط ) خام و نارس است ، اگر سپيد رنگ و داراى ذرات جدا از هم و سبك و زلال نباشد و همانند موم آب شده است . مرتبت سوم چرك است كه به‌گونه بريده‌بريده شده است و اگر پيشآب را تكان دهند پيشآب تار مىشود و آن تكه‌ها بالا مىروند و سپس برگشته ته‌نشين مىشوند . سوزش در هنگام پيشآب كردن و گاهى بوى بد و خون به همراه خواهد داشت . مرتبت چهارم پيشآب سنگ‌دار است كه گونه‌اى از آن به رنگ سرخ به مانند چشم
هامش
( 1 ) . تخلخل : متن -Expansion ; rarefaction ; porosity