اگر از پيشآب سپيد آبكى باشد نخست رنگ زرد مىگيرد سپس بستگى بالاترى پيدا مىكند تا برنگ ترنج برسد و بستگى آن ميانه خواهد بود در اين هنگام اگر در رگهاى پسماندهها بسيار باشد تهنشست خوبى خواهد داشت . بيمارى از گونهى انباشتگى است و اندام بيمار تبدار فربه مىباشد و گرنه اين تنها براى نشان دادن پختگى كامل بسنده خواهد بود و چنانچه از رنگهاى ديگر يك پيشآب هماهنگ و ميانه گذر كرده و سپس آغاز به كاهش اندكاندك رنگها كرده باشد ، پيوسته پايين مىآيد و تا به آبكى شدن و به رنگ ترنجى و بستگى ميانه برسد .
اگر در تبى پيشآب به پختگى كامل نرسد و يا از اندازهى درست پختگى بگذرد ، سپس به سوى حالت روزانهى هميشگى بازگردد . اين تب از گونهى سالم است و آميختگى ( خلط ) آن به پختگى ، بالا خواهد رسيد و پلشت و عفونى نمىگردد . چنانچه نشانه ز آنسوى گفتهى ما باشد ، در اين هنگام بيمارى هولناك است . اگر به همراه آن نيرو فروافتد ، نشاندهندهى فرارسيدن مرگ است و اگر نيرومند باشد نويددهندهى بدرازا كشيده شدن بيمارى است . حالت نخست در تبهاى بلغمى و دق و تلخآبى و حالت دوم در تبهاى بسيار سخت و بسيار آسيبزا و بد است .
اگر پيشآب در راستاى « پختگى خوب » از حالت لرد شرابى تند بسوى صاف و تهنشين شدن برود تا آن كه رسوبى خوب بر پايهى آنچه گزاره كرديم ، بدست آيد . بهتر است ، پزشك در اين هنگام به اندازهى نيروى بيمار نگاه كند . اگر نيرو به اندازهى بسنده ، گرمكننده و نگاهدارنده باشد ، بر بيمار ترس از نابود شدن نمىرود .
چنانچه پيشآب به تندى در راه صاف شدن از تيرگى باشد بهبودى نيز به تندى انجام مىپذيرد . اگر توانايى بيمار پايين بوده ، خطر براى او مىتواند در برداشته باشد . چنانچه در صاف شدن پيشآب از تارى به كندى انجام گيرد و چند روزى به درازا كشد و چيزى كه نمايانگر آن باشد نشان داده نشود و يا اندكى نمايان گردد ، نشاندهندهى مرگ خواهد بود .
اگر در پيشآب يك بار پختگى كامل را نشان دهد و سپس به حالت انجام نگرفتن پخت برود و اين كار چندين بار انجام شود در چنين وضعيتى و نوبههاى تب درهم مىآميزد و ماده تب از آميختگىهاى ( خلط ) بسيار تشكيل مىشود در اينجا با نگاه كردن به اندازهى نيرو بيمار مىتوان به تندرستى او اميد داشت .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٥٦٤