پنجم و نهم و يازدهم و نوزدهم روزهايى هستند بحرانها در آن بسيار نيرومند است به ويژه روزهاى هفتهفت و چهارچهار .
اگر بيمارى از روز بيستم بگذرد و نشانههاى روزهاى ميانه در آن سست گردد . به گونهاى كه نتواند در آن ميانه بحران پديد آيد ، نيروى روزهاى چهارچهار كاهش مىيابد و نيرومندى در روزهاى هفتهفت پس از آن خواهد بود ، همچون روزهاى بيست و هفتم ، سى و چهارم و چهلم . البته توان بيرون راندن با تهىسازى سست مىشود و آن يا با بيرون راندن چركها ( دملى ) و يا با تحليل آنها انجام خواهد گرفت .
اگر برخى نشانههاى بحران در روز يا شبى بدنبال روز بحران است هويدا شود پزشك بايد تكيه و گرايش خود را به نشانههاى آشكارشدهى در آغاز بيمارى در راستاى پديد آمدن بحران قرار دهد نه خود بيمارى . درستتر اين است بحران در آن روز بيايد ، به ويژه اگر براى روز بحران هشدارى نيز داده شده باشد . چنانچه در روز يا شبى كه بدنبال روزى است كه بحران نمىتواند بيايد ، اين نشانهها آشكار گردند ، بهتر است پزشك كمتر اميد به پديد آمدن بحران داشته باشد .
پزشك در چنين جايى بر نشانههاى خود بيمارى بيشتر تكيهى داشته باشد ، به ويژه اگر « رسيدن » بيمارى پس از آن هويدا نگردد . چنانچه پزشك به تبى با دماى بسيار بالا برخورد نمايد كه پيوسته باشد و هيچگونه دورهى ايستايى نوبتى نداشته بلكه نشانههاى بسيار سخت و نيرومند داشته باشد و سپس نشانههاى مرگ آن هم به صورت سخت و نيرومند در او ببيند ، او بايد بفهمد كه بيمار در روز چهارم يا پيش از آن خواهد مرد و اگر به آن سختى نباشد بيمار در روز ششم خواهد مرد ، به ويژه اگر در روز چهارم نشان هشداردهندهى بدى پديد آيد و ز آنسوى آن اگر تب بسيار نيرومند با نشان سلامتى بيايد پس بحران پيش از روز چهارم يا همان روز خواهد بود . ولى اگر تا اندازهاى سختى آن كمتر باشد بحران در روز هفتم به ويژه اگر در روز چهارم نشانهى خوبى همراه با « رسيدن » بيمارى يا اندكى سبك شدن در آن آشكار گردد . اگر در روز ششم يا در شب هفتم نشانهى بحران آشكار شود ، پس بهتر است پزشك بر باور خود بيفزايد كه بحران در آن روز خواهد رسيد .
بدانكه شناخت نخستين بحران خوب ، دقيقتر و پايدارتر از گونهى بد آن است و
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 559
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص٥٥٩