بودن آن ، توانايى بيمار در برخورد با بيمارى و نيرومندى نبض و خوبى تنفس و درستى خرد و انديشه و اشتهاى او و بجا بودن خواب و بر پهلو دراز كشيدن و رسيدن ( نضج ) نمايان بيمارى ، همگى نشانههاى درستى و خوبى حال بيمار مىباشد و آغاز پختگى هويدا ، نويددهندهى تندرستى مىباشد .
پيشآگهىهاى بد :
نشانههاى بدى بسيارند و جايگاه هركدام آنها در هر بيمارى متفاوت مىباشد . از اين رو ما در پى هر نشانه ، واژهاى آوردهايم كه نشاندهندهى اندازهى نيرومندى آن است .
در هنگام ضعيف بودن بيمارى نشانهى آن را مىگوييم كه آن نشانهى خوبى نيست و در آنكه نشانه ، سست نيست و نيرومند است مىگوييم كه اين نشان تا چه اندازه بد مىباشد و در اينكه نشانهاى از آن هم نيرومندتر است مىگوييم آن نشانه نابودكننده و كشنده است . ازاينرو شناسايى نشانهى نيرومندتر در آغاز ، درستتر و دقيقتر مىباشد . متفاوت بودن گرما در تن فرد تبدار بهگونهاى است كه در پارهاى از اندامها به ويژه در پيرامون شكم ، گرم و در گروهى ديگر سرد است پس اين گرمى نشانهى خوبى نيست .
چهرهاى كه نسبت به حالت طبيعى آن بسيار دگرگون شده است . نشانهى بسيار بدى است ، مگر آن كه سببى براى دگرگونىها باشد . چنانچه اين دگرگونى در راستاى دور شدن از تندرستى بسوى سختترشدگى باشد با زبرى ، بهمريختگى و خشكى و لاغرى صورت همراه مىباشد و بر اثر آن بيمار دچار شبزندهدارى به همراه خستگى و يا خوددارى از خوردن و يا شكمروش سخت و يا گونهى ديگر از تهىسازى تن را دارا مىباشد و اين نشانه بدى كمترى دارد . اگر اين دگرگونى چهره در اثر انباشتگى و فربگى پيش آمده باشد و بيمار چندين بار حالت مستى را در اين اواخر گذرانيده و يا انباشتگى از خوراك داشته اين نشانهها نشانه بدى كمترى مىباشد .
اگر رنگ او به رنگى نامناسب دگرگون شود و حالت آب و هوا سبب گرايش او به اين رنگ باشد و يا اندكاندك رنگ او چنين گراييده و يا خو گرفتن به خوردن برخى خوراكىهايى كه سازندهى آميختگى ( خلط ) است موجب آن رنگ شده است اين نشانه نيز نشانه چندان بدى نيست .