پيشآب و پيخال و خلط بيرون آمده از دهان اگر به رنگ سياه باشد و به همراه آن تبهاى سوزاننده با دماى بسيار بالا باشد نشانهى مرگ است .
بوى بد تنفس و دهان از بيمارىهاى سخت و نشانهى كشنده بودن بيمارى مىباشد .
جابهجايىهاى بسيار و به شكلهاى متفاوت درآمدن و پيشآمدهايى كه اين دگرگونىها در پى آن مىباشد همچون پردهدرى ( تكشف يعنى مراعات عرف نكردن ) و نيز باد دادن از پايين نشانهى خوبى بيمار نيست و نمايشگر ناآرامى و پريشانى خيال بيمار مىباشد .
لاغر شدن چهره و گود افتادن چشمها و فرورفتگى دو گيجگاه و سردى و زردى و كاهش چربى آن و كشيدگى پوست چهره و به رنگ زرد يا سبز يا سياه درآمدن آن اگر سبب شود بيمار به يك تهىسازى بسيار دست پيدا نكند ، اين نيز از نشانههاى كشندگى است . چنانچه نشنيدن و نديدن بيمار و يا برخى نشانههاى ديگر نابودكننده به آن افزوده شود ، مرگ در نزديكى بيمار خواهد بود .
كوچكى يكى از چشمها و كجى دهان و هويدا شدن سپيدى چشم هنگام فروبستن آن بىاينكه خوى هميشگى باشد و نيز دهان بهگونهاى باشد كه خوب روى هم قرار نگيرد ، نشانههاى كشنده بودن هستند . بستن شدن دندانها بىآنكه عادى باشد در بيمارىهاى سخت نشانهى بدى است . چنانچه كسى گرفتار بيمارى سخت باشد و روى خود را از روشنايى دور نگاه دارد و بىآنكه بخواهد از چشمهايش اشك بريزد و در پى آن خونريزى بينى نباشد اين دو نشانهى خوبى نيستند . سرخ شدن سپيدى چشم و آشكار شدن رگهاى تيره رنگ و يا سياه در آن دو نشانهى بدى است . چشم ايستا بىجنبش و يا چشم پرجنبشى كه در يك جا ايستاده و يا با چرخش نوسانى باشد ، از نشانههاى مرگ است . برجسته شدن و يا فرورفتن ( گود افتادن ) چشم در بيمارىهاى سخت و بيمارىهاى چشم ( رمص ) « 1 » نشانههاى خوبى نيستند .
اگر بيمار نتواند روى يك پهلوى خود زياد بخوابد و پيوسته خواهان خوابيدن روى پشت باشد ، نشانهى خوبى نيست . اگر به همراه آن چشمان او نيز به پايين بگرايند اين
هامش
( 1 ) . رمص : متن -Sordes of the eye