تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
پايه‌ى درمان ، تب پديدآمده از آن آماس است . زيرا بزرگى خطر در اين قرار دارد هر چند كه با اين‌گونه درمان ، تب ديگر را نيرومندتر ساخته باشم . درباره نمونه‌اى ديگر مىگويم : بيمارى يك روز در ميان تب مىكند و ولى نشانه‌هاى تب غب در اين بيمار به صورت ناب و نيرومند آشكار نمىشود و همچنين نشانه‌هاى تب لرز نفوذكننده و با شتاب بالا رفتن دما پس از آن نيز ندارد و نه تشنگى سخت و رنجورى و نه سردرد و هذيان و نه عرق ، هيچيك ازين نشانه‌ها پديدار نمىشود . بلكه سنجش اين نشانه‌ها نسبت به تب غب ناب بسيار سست و كند مىباشد من با اين همه گرچه نوبه آن به درازا كشد و تا به چهارده ساعت نيز برسد . درست نمىدانم كه اين تب را تنها با درمان تب غب غير خالص درمان كنم بلكه درمان آن را با برخى درمان‌هاى تب بلغمى آميختم . هدف درمانى خود را در راستاى بهبودى بيمار را در بيرون راندن زردآب و بلغم قرار دادم . برنامه‌ى خوراكى او را با ديگر روش‌هاى درمانى در راستاى اين هدف استوار كردم . در توان ، ما نيست كه همه تب‌هاى چندتايى درهم آميخته را ياد كنيم و گزاره‌اى ويژه براى هركدام بيآوريم . بلكه بهتر است هر درمان‌گر شناخت خود را بر گونه‌هاى مختلف تب‌ها و درمان آن گونه‌ها بهتر و بيشتر كند سپس براى گمانه‌زنى در شناخت گونه‌هاى تب مركب تلاش نمايد و دو درمان تكى هركدام را با هم درآميزد .

آبله « 1 » و سرخك « 2 » :

اگر در كسى به ويژه كودكان و نوجوانان تب داغ فراگير پديد آيد و به همراه آن درد كمر و خارش بينى و ترس در هنگام ديدن بختك در خواب و سنگينى و سرخى در سر و چشم و كوفتگى تن باشد . ابتدا ، بايد دانست دانه‌هاى بيمارى سرخك يا آبله در او پخش شده ، اگر چنين باشد به بيمار پيش از آن كه دانه‌ها ( جوش ) در او آشكار شود ، از او خون بگيرند و او را حجامت نمايند و بيرون راندن خون را ، از او بيفزايند و سپس قرص كافور با آب انار ترش به وى بنوشانند و خوراك او را به آب‌جو در بامداد و شام
هامش
( 1 ) . جدرى : آبلهsmall pox ; variola( 2 ) . حصبه : تيفوسtyphusگوياى به گمان رازى ، بيمارى سرخك باشد .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 541 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى