تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
روزها به خوابد و خواب وى آشفته و كوتاه دلهره‌آور باشد اين نشان خوبى نيست . اگر هر هنگام كه از خواب برمىخيزد سستى او افزايش يابد و حالش بدتر شود باز اين نشان نابودى اوست . ناپختگى بيمارى با فراوانى نيروى بيمار نمايشگر به درازا كشيده شدن بيمارى مىباشد و ناپختگى بيمارى به همراه فروافتادن نيرو نشانه‌ى نابودى است . بيمارىهاى سخت و نيرومند در كهنسالان و دارندگان آميزه‌ى سرد و در آب و هوا و سرزمين‌هاى سرد همواره بدتر از بيمارىهاى ز آن‌سوى آنها هستند . گرفتگىهاى گلو به همراه تب با دماى بالا كشنده است . اگر كسى كه تب محرقه ( سوزاننده ) دارد ولى گرفتار چند بار لرز پشت سر هم شود و عرق پس از آن نكند و بيمارى سبك نگردد بلكه سستى و بدى حال او مرتب بيشتر گردد ، او را نابود خواهد كرد . اگر لب و پلك و بينى و ابرو در بيمارى سخت پس از افزايش سستى درهم پيچند و بيمار نيز اعتماد خود را از دست دهد پس مرگ او نزديك شده است . همواره داشتن تپش دل در بيمارى سخت و همچنين سكسكه نشانه‌ى بدى مىباشد . اگر به همراه آن نفس‌تنگى و افزايش تب باشد ، نشانه‌ى مرگ است . درد بسيار با تب بالا كشنده است به ويژه اگر درد در سر و گوش و شكم باشد . اگر دملى در تن بيمار باشد و به رنگ زرد يا سرخ يا سياه درآيد نشانه‌ى بدى است . چشم زل‌زده كه تكان نمىخورد در بيمارى سخت نشانه‌ى مرگ است . اگر آدمى تندرست باشد ، و گمان بيمارى در او نرود و بيمار شود ، بيمارى وى بدخيم خواهد بود . اگر خايه‌ها و نرينه در يك بيمارى سخت ، كشيده و پيزى ( ركتوم ) بيرون‌زدگى پيدا كند ، نشانه‌هاى مرگ است . خونريزى از بينى كه قطره‌هاى خون آن اندك باشد خوب نيست و افزون بر آن رنگش سياه باشد نشانه‌ى بدى است . اگر اين رنگ در روز بحران باشد نشانه نابود شدن بيمار است . اگر در اندامى آماس يا درد باشد و آماس فروكش كند و آرام شود و در پى آن رنجورى و برافروختگى و تشنگى و بىتابى بيايد نشانه‌ى بدى است و اگر به همراه آن تپش دل باشد نشانه‌هاى مرگ است .