تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
دانه‌ى فلنجمشك به يك اندازه و مشك ده برابر آن را كوبيده ، الك كرده و جداگانه كنار گذاشته و پس از آن بيست ( برابر ) هليله‌ى كابلى ملايم و سى ( برابر ) آمله در سه رطل آب بايد پخت تا آب آن گرفته شود و سه برابر وزن دارو را با عسل بايد خمير كنند و هنگام نياز به اندازه‌ى فندقى به كار برد . اين داروى شادىآور و نيكوكننده‌ى رنگ و خوب‌كننده‌ى گوارش و كندكننده پيدايش پيرى است .

زكام « 1 » :

چنانچه پس از آب‌تنى يا ورزش و مانند اينها نشانه‌هايى همچون خارش و قلقلكى در بينى و گلو و عطسه كردن پديد آيد ، آن نشان از دچار شدن به زكام است . و اين زكام از وزش هواى شمالى پديد مىآيد كه بهتر است پارچه‌اى را گرم نماييد و با آن سر را بپوشانيد و پيوسته « شونيز » بوى كنيد و عطسه نماييد و بر پهلو بخوابيد و از خوابيدن تاقباز بپرهيزيد و اگر نشسته بخوابيد بهتر است . از خوراك بكاهيد و از شراب دورى نماييد با كمپرس گرما زكام كاسته مىشود ولى چنانچه افزايش يافت و پايين نيامد ، به خون گرفتن از رگ قيفال و روان كردن پس‌مانده‌ها و به كار بردن . داروهايى كه زبركننده‌ى سينه نباشد روى آوريد ، به مانند اين دم‌كردنى ، را به كار بريد :

دم كرده‌اى براى سينه‌ى كه دچار سرفه يا زبرى شده سودمند است ، و نياز به نرم كردن شكم نيز دارد :

بيست دانه عناب و سى تا سبستانه « 2 » و كشمش سپيد بىهسته به وزن ده درم ، چهار درم بنفشه خشك ، و پنج درم ريشه سوس خرد شده و ده دانه انجير زرد رنگ را با سه رطل آب مىپزند تا همگى يك رطل شوند سپس در آن ده درم مغز فلوس و ده درم ترنجبين نرم كرده ، مىريزند و مىخورند . اگر خون‌گيرى و روان كردن شكم سودمند نشد و زكام به سينه برود و سرفه و تب پديد آورد . در اين هنگام از رگ باسليق به اندازه‌ى سختى سرماخوردگى خون گرفته شود . از گوشت و شراب دورى ورزد و تا هنگامى كه تب و سرفه خشك و زبر هست ، آبجو و بنفشه‌ى پرورده ( مربا ) شده بخورند . اگر تب فرونشست و سرفه نرم شد و خون نيكو گشت و تراوش‌ها ( از دهان
هامش
( 1 ) . زكام :Nasal catarrh ; coryza، نزله ، سرماخوردگى ، ن . ك نمايه بيمارىها ( 2 ) . سبستانه : درخت و ميوه « دبق » ن . ك نمايه داروهاى تكى