تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مگر گونه‌ى خونى كه جالينوس آن را ياد كرده و آن گونه‌اى است كه گرفتن خون از رگ صافن و حجامت رگ ساق و خون‌گيرى از سرخرگ‌هايى كه در سر هستند ، براى درمان آن خوب مىباشد . چه‌بسا با اين درمان ، بهبود نيايد ، در اين صورت پس از رگ صافن به خونگيرى از رگ باسليق بپردازيد . پس از چاره‌انديشى نرمجويانه ، به كاهش دادن خون تن و سرد كردن آن و پرهيز از شراب و گوشت و خوردن افشره‌هاى جوشانده‌ى ميوه‌هاى ترش و سرد كردن سر با آنچه روى آن گذاشته مىشود بپردازيد .

بختك ( كابوس ) « 1 » :

اگر آدمى در خواب ببينيد كه چيزى سنگين به روى او مىافتد ، اين‌گونه خواب ديدن را بختك گويند . بهتر است در درمان آن كوتاهى نشود ، چون آغاز صرع است . اگر رنگ چهره سرخ و رگ‌ها انباشته ( از خون ) باشد ، شايسته است كه از رگ صافن او خون گرفته و رگ ساق را حجامت كنند . شراب و شيرينى و يا هرچه سازنده‌ى خون فراوان است از او دور سازند و اگر ز آن‌سوى آن باشد ، بايد چندين بار « قوقايا » بعنوان روان‌كننده به كار برند و چاره‌انديشى نرم‌جويانه درباره‌ى او انجام دهند و او را وادار به ورزش كردن كنند و به مالش دادن اندام‌هاى پايينى او بپردازند .

ماليخوليا « 2 » :

اگر براى آدمى انديشه‌هاى پليد و بيهوده پيش آيد . و بر او ترس ، اندوه ، افسردگى چيره شود پس اينها آغاز بيمارى ماليخوليا مىباشد . چنانچه به جايى برسد كه شخصى فرياد بزند و به سخن‌گويى با خود و پرت‌وپلا گفتن بپردازد و بهم‌ريختگى سخن و كردار و خرد ( پريشان‌خيالى ) در او ديده شود در اين حالت بيمارى ماليخوليا در او ريشه دوانيده است . بهتر است پيش از آن كه نشانه‌هاى انديشه‌ى بد و اندوه و افسردگى در او پديد آيد
هامش
( 1 ) . كابوس :Nightmare ; Incubus( 2 ) . ماليخوليا :melancholia، ن . ك نمايه بيمارىها
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 437 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى