تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
آشاميدنىهايى كه در بخش فلج گفتيم را در برنامه‌ى خوراكى او بگذاريد سپس وى را وادار كنيد هر روز بامداد تا هنگام خوردن خوراك با خردل و سكنجبين دهان‌شويه كند . او را در خانه‌اى تاريك نگاه داريد و وى را وادار كنيد جوزبوا « 1 » را در سويى كه كشيده شده ، در دهان نگاه دارد ، و با كندس عطسه كند و مهره‌هاى گردن و صورت او را با روغن قسط مالش بدهيد و روزى يك مثقال بلاذرى به دو بخورانيد ، اگر بهبود يافت و گرنه دوباره به تكان دادن‌هاى به‌گونه نفض و پيگيرى درمان را دنبال كنيد . ولى كژدهانىاى كه آرام‌آرام رخ مىدهد بيشتر در بيمارى برسام اتفاق مىافتد و كشنده است و نشانه‌هاى آن در نزديكىهاى مرگ نمايان مىگردد كه از خشكى ( آميزه ) مىباشد . در اينجا ما درباره‌ى آن سخنى نداريم .

گرفتگى اندام‌ها ( تشنج ) « 2 »

اگر اندامى فشرده شود و به سوى پايه‌ى خود كشيده گردد و اندام‌هايى بسيار در پى آن چنين حالتى را پيدا مىكنند . ما آنها را اندام‌هاى داراى گرفتگى مىگوييم تشنج يا يكباره و يا آرام‌آرام رخ مىدهد . در گرفتگىهايى كه يكباره پيش مىآيد درست با همان درمان بيماران فلجى درمان مىگردد ، جز آن كه ما مالش دادن و روغن‌مالى كردن با روغن قسط را در اينها بيشتر به كار مىبريم . ولى گونه‌اى كه آرام‌آرام در پى تب و شكمروش بسيار يا بالا آوردن فراوان و يا از خونريزى پيش مىآيد ، تشنج بدى است و اميد بهبودى در آن ديده نمىشود . از همان آغاز به نوشاندن آب‌جو و خورشت‌هاى ( سوپ ) نرم‌كننده و پرچرب و فرورفتن در آب تازه و گواراى ولرم و ماليدن روغن بنفشه‌ى گرم و روغن كدو به ويژه به پايه‌هاى آن اندام‌هاى داراى گرفتگى ، درمان او را دنبال مىكنيم و پيوسته او را در آبزن مىنشانيم و روغن مىماليم و شرابى اندك با آبى فراوان به دو مىنوشانيم و خوراكىهاى ترىزا به دو مىخورانيم كه كمك به بهبودى او مىكند .
هامش
( 1 ) . جوزبوا : ن . ك نمايه داروهاى تكى ( 2 ) . تشنج :Convulsion ; spasm