اندكاندك روى دهد ، بهتر است اندامى كه بر آن آسيب وارد آمده را با اين مرهم پانسمان كنند .
مرهم فلجشدگان :
آرد حلبه ( شنبليد ) ، دانهى بان ، دانهى محلب ، دانهى خروع ( بيد انجير ) فلفل ، مقل ، اشق ، چربى اردك ، موم و روغن سوسن را گرفته از همهى آنها مرهمى ساخته و با آن بيمار را پانسمان كنيد .
كرختى « 1 » :
اگر آدمى در برخى اندامهاى خود حالتى همچون پاى كرخت شده و خوابرفته را بيابد . ما آن را كرختى در آن اندام مىگوييم و بهتر است در كار آن سستى نشود . چون اگر كهنه شود به فلج شدن مىانجامد و اين بيمارى با برخى از درمانهاى فلجشدگان چون برنامه خوراكى و روغنمالى با روغن قسط بهبود مىيابد و اگر كهنه شد پس به تكان دادن ( نفض ) و قرص منتن و تبديل آميزه با بلاذرى و پيوسته راه رفتن و برنامه خوراكى خوب ، او را درمان كنيد .
رعشه « 2 » ( لرزه ) :
لرزه با درمان كرختى بهبود نمىيابد مگر آن كه از آشاميدن شراب باشد و بهتر آنست از آن پرهيز شود و اگر از نوشيدن آب يخ باشد بايد او را گرم نگهداريد و وادار به بسيار عرق كردن در آفتاب و كاربرد گرمابه و آب داغ كنيد .
كژدهانى « 3 » :
اگر چهره آدمى كج شود و شخص ناتوان از بستن يكى از چشمهاى خود باشد و چنانچه او را وادار به باد كردن دهان بكنيد ، نتواند و باد از گوشهى دهان او بيرون مىآيد به آن كژدهانى مىگوئيم . درمان آن را با قرصهاى منتن ( بدبو ) آغاز كنيد . خوراك و
هامش
( 1 ) . خدر :Insensibiliy ; numbness، بىحسى ، كرختى
( 2 ) . رعشه :Tremor ; trembling( 3 ) . لقوه :Faciol paralysis، كژدهانى ، خشك شدن رو به يك سو