خوردن همهى آن هست ، روغن ( زيتون ) مىريزند در حالى كه بايد آنچه از داروها كه به عنوان درمان كردن به كار مىرود را روى فتيلهاى بمالند سپس فتيله را بر دهانهى آن بگذارند تا درون زخم نيز از آن سود ببرد .
اگر به همراه بسيار ژرفناك بودن پارگى و گشادى دهانهى آن نيز باشد . بايد بنگرند ، اگر پارچه بهگونهاى بسته شود كه همهى دهانهى پارگى را خوب گرد آورد ، ديگر نياز به بخيه زدن ( دوختن ) نمىباشد و اين بيشتر در پهناى تن رخ مىدهد . ولى خوب و سخت بستن پارچه بخش درونى آن را در برگيرد ولى بايد بستن روى دهانهى آن شل و نرم بسته شود . همواره بايد شكل اندام شكافته شده را در نظر داشت و بهگونهاى بست كه گرايش دهانهى پارگى به پايين باشد تا خونابهها از آن بيرون ريزد . چه اگر چنين بسته نشده باشد . بايد درمانگر از روز دوم تا چهارم پس از بستن زخم درنگ كند و ببيند كه آيا فرورفتگى زخم كاسته شده يا خير ؟ سپس بنگرد كه آيا هيچگونه خونابه و چركى در آن گير نكرده باشد ؟ كه اگر چركآبهاى نباشد پس نياز درمانى ديگر ندارد و چنانچه خونابه بسيار از آن سرازير شود . بايد بخش پايين آن را به سوى بالا فشار داد .
كار درست آن است در پايين عمق پارگى ( زخم ) شكافى پديد آورد كه راهى براى بيرون رفتن چرك پيدا شود .
برنامهى خوراكى بيمار همان يادكرد ما در بخش شكستهبندى است . روش برخورد نرمجويانه و سرد نمودن جاى آسيبديده از آغاز پديد آمدن تا چندين روز همان است كه در پيش گفتيم و چنانچه بيمار دچار انباشتگى ( امتلاء ) شده باشد رگ وى را مىزنند و اگر زمانى دور از روانكنندهها استفاده نكرده باشد ، وى را وادار به به كار بردن آنها مىكنند تا از رويدادن آماس جلوگيرى نمايد و سپس اندكاندك و با گذر روزها بستن را سفتتر مىكنند تا رويش گوشت افزايش يابد .
دملها :
دملها اگر رسيده باشند و ببينم نياز به شكافتن داشته باشند . بايد تا آنجا كه بتوانند پايينترين بخش آن را شكافت . اگر برجستگى دمل كوچك يا بزرگ باشد اين شكافتن بايد در درازاى تن باشد نه پهناى آن و نيز در همه مسير برابر بوده و بهگونهاى كه چين برندارد . در جاهايى كه داراى خميدگى و فربگى است ، خط شكاف نيز راه خود را بايد به همان گونه بپيمايد . اگر دمل نزديك بند و يا در جاى عرق كردن باشد