پارچهاى را به دور آن بپيچند و به سوى بالاى زخم بروند و بانداژ دوم را روى دهانهى پايين زخم بسته و آن را به سوى پايين پارگى ببرند ولى دهانهى ميانى زخم را باز گذارند ، همهى باندها را كمى شل و سست بندند و هر روز يا يك روز در ميان آن را باز كنند و روى دهانهى پارگى پنبه گذارند تا خونابههاى آماس رانده و گرمى آن كاسته شود كه در اين هنگام روى دهانهى زخم بايد مرهمى براى رويانندن گوشت بگذارند .
شكستگىهايى كه در آن استخوانها خرد شده ولى پوست را پاره نكرده است :
در اين گروه از شكستگىها كه گزندگى و درد بسيار ندارند تا آنجا كه بشود بايد با مالش دادن و دست كشيدن روى آن ، اندام آسيبديده كشيده شود و راست و استوار گردد و آرام بسته شود . ولى در دستهاى ديگر ، كه دردى بسيار و جانكاه دارد بستهبندى نشود چون آماس و گوشت مرده در همهى استخوان پديد مىآورد . بهتر است ، روى آن شكافته شود .
اگر شكستگى استخوان بهگونهاى باشد كه جابجايى آن ديده شود بايسته است ، جابجايى آن را جا انداخت و چنانچه جابجايى ديده نشد و درد سخت و پخششونده داشته باشد . بايد آن را با درمان شكستگىهاى شكافته شده ( باز ) درمان كرد .
دررفتگىها :
بهتر است هنگام رويدادن دررفتگى ، به سرد كردن آن بپردازند يعنى پيش از آن كه آماس كند . چنانچه آن را به حال خود رها كنند تا آماس نمايد يا رو به آماس كردن بيآورد بهتر است در اين هنگام آن را بهگونهى گذشته خود باز گردانند ، چون اگر در اين وضعيت كشيده شود ، بيشتر انگيزهى گرفتگى اندام بيمار مىشود .
اينها نكتهها و نازكبينىهايى است كه ياد كرديم و اينهاست كه اگر فراموش شوند و پيگيرى نگردند آسيبها و آزارهايى از ناآگاهان شكستهبند به فرد آسيبديده وارد مىآيد ولى اگر اين نكات به كار برده شوند از نادانى اين شكستهبندان بدور مىشوند و در اين صورت از آزمودگى و دانش ايشان مىتوان سود برد .
نرم كردن سختشدگىهاى بجامانده در اندامها پس از جوش خوردن :
پس از جوش خوردن استخوانهاى شكسته ، سختشدگىهايى در اندامها در جايگاه به جاى شكستگى مىماند ، به ويژه اگر شكستگى نزديك بند باشد . چهبسا