تابستان :
با فرارسيدن تابستان بايد جنبش و خسته شدن و در برابر خورشيد ماندن را بكاهد ، خوراكىهاى گرم و سنگين را كنار گذارد ، شكمبه را از خوراك انباشته نكند ، بلكه خوردن را به چند بار بخش نمايد . آب سرد بنوشد و با آن شستشو كند . تلخان با شكر آب شده و با آب يخ هر نيم روز بيآشامد و همچنين سكنجبين و شربت گلاب و افشرهى جوشاندهى ميوههاى ترش به كار برد . ترشىها و خربزه برگرفته از چيزهاى ترش چون غوره و سماق بخورد و از شيرينى و چربى و تندى و شورى پرهيز كند . تنها به ترشى و چيزهاى بىمزه بسنده كند . برآميختگى شراب بيفزآيد و از شراب كهنه و ناب دورى كند .
پاييز :
با فرارسيدن پاييز بايد تا آنجا كه بتوانند ، اندازهى خوردن ميوهها بكاهند و همچنين زمان ماندن برابر نور خورشيد در هنگام نيمروز را كم كنند و از نپوشاندن سر در شب و بامدادان به جهت سرما بپرهيزند . از آشاميدن آب سرد و شستشو با آن و خسته شدن و نزديكى كردن ، دورى نمايند . با آب ولرم آبتنى كنند . از خوابيدن در جايى كه احساس لرزش در تن بيفتد و يا پس از پر بودن ( شكمبه ) از خوراك و آب تنى با آب سرد كه تن را به لرزش درآورد خوددارى نمايند . در چنين هنگامى به بالا آوردن نبايد روى آورند چون به تندى تبآور خواهد بود ، بر گرسنگى و تشنگى بردبارى ننمايند و يكباره شكمبه را از خوراك و آب پر نكنند ، شراب با آميختگى بسيار و به اندازهاى كه روان احساس راحتى كند بيآشامند . شكمبه را به كش آمدن و سنگين شدن واندارند و تن را آزاد و رها گذارند .
الگو برنامهاى هر فرد بايد بيشتر بر پايهى انجام و به كار بردن الگوى تابستانى باشد .
تا آن كه باران ببارد . با باريدن باران بيشتر زيانهاى پاييز از ميان مىرود .
گاهى پاييز پس از تابستانى دراز مىآيد كه بايد مردم خود را بيشتر بپايند . بايد گرايش به فرونشاندن آميختگى و هماهنگ ساختن آن ، بيشتر از گرايش به تهى كردن با روانكنندهها و رگ زدن باشد . چنانچه كمترين نشانهى بيمارى ديده شود بايد بىدرنگ پيش از كهنه شدن بيمارى به درمان آن روى آورند . زيرا بيمارىهاى اين فصل سخت و بدخيماند . هدف درمانى در اين فصل بايد در راستاى نمناك كردن تن باشد زيرا در اين فصل آدمى به نمناكى تن نياز بيشترى دارد تا در تابستان .