تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
چنانچه سپرز تلخآب را نكشد ، بيمارىهاى تلخآبى چون يرقان سياه و بهق سياه « 1 » و قوابى « 2 » و پوسته‌پوسته شدن پوست و جذام « 3 » و ماليخوليا « 4 » و مانند آن روى مىدهد . چنانچه فزونىهاى آب به سوى گرده رانده نشود يكى از دو بيمارى استسقاء « 5 » با نام استسقاء زقى و يا استسقاء لحمى ، روى مىدهد . اگر اين دستگاه‌هاى پاك‌سازىكننده نباشند اين بيمارىها پيوسته و همواره مىماندند . از شگفتىهاى كشيدن فزونىهاى خون ، از يك سو آمدن كانال‌هاى كيسه‌ى زردآبى و سپرز به گودى جگر براى بيرون كشيدن زردآب و تلخآب مىباشد و از سوى ديگر آمدن دو كانال گرده به رگ برخاسته از برجستگى كبد و كشيدن فزونىهايى آب از خون ساخته شده در جگر مىباشد . زيرا خون براى بالا رفتن از رگ‌هاى مويينه و رسيدن به بخش برجستگى روى جگر نياز دارد كه آبكىتر باشد تا بتواند به آسانى بالا رود . ازاين‌رو بايد فزونىهاى آب آن تا رسيدن به بخش برجستگى جگر در خودش بماند كه بر اثر آن شتاب رخنه كردن و بالا رفتن از اين مويينه‌ها را به خوبى داشته باشد . ازاين‌رو كانال بيرون‌كشاننده فزونىهاى آبى ، هيچ‌گاه به گودى جگر نمىرود بلكه پس از بالا رفتن خون و گذر از رگ‌هاى مويينه و سپس ريدن به رگ‌هاى گشاد ، ديگر بىنياز از آبكى بودن و غزونىهاى آبى خواهد بود . پس از رسيدن به بخش برجستگى جگر ، خون نياز به سفتى و سنگينى بيشتر پيدا مىكند . ازاين‌رو بايد آن دو كانال گرده‌ها به اينجا بپيوندند . اكنون خون پاك از رگى كه در برجستگى جگر رويده ، بالا مىآيد و خون را به سراسر تن مىبرد . خون‌رسانى به اندام‌ها بر پايه‌ى يك تقسيم‌بندى درست و دادگرانه نسبت به ارزش كارى هر اندام در سرتاسر تن مىباشد . اين كار به‌گونه‌اى است كه ما
هامش
( 1 ) . پيسى ، برصVetigilo( 2 ) . خشك شدن ريشه مو ، بىمو شدن پوست آدمى ( 3 ) . جذامLeprosy( 4 ) . ماليخولياMelancholia( 5 ) . استسقاءDropsy- استسقاء زقى : شكم برآمده ، خيكى ، ناف بيرون جهيده ، آواز غلغل آب هنگام حركت از شكم برمىآيد - استسقاء لحمى : گوشتين ، آماس و شلى در پلك‌ها ، و كناره‌هاى تن ، و خايه‌ها ، ديده مىشود صورت و پوست سفيد و بىمو مىگردند . گونه سوم آن طبلى است .
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى