تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
پس از پزانده شدن هر چيز ناگزير از پس‌مانده‌هايى ساخته مىشود . ازاين‌رو همراه با فرآيند ساختن خون دو گونه پس‌مانده پديد مىآيد كه يكى ته‌نشست و دردى « 1 » و ديگرى شناور و كف مانند است . از يك سو براى پاك‌سازى خون از اينها كيسه‌ى زردآبى فراهم شده كه براى آن گردنى ساخته شده تا بدرون جگر رود و زردآب پديدآمده در آن به دنبال ساختن خون را به سوى خود بكشد . از سوى ديگر سپرز نيز آفريده شد و كانالى برايش فراهم گشت تا به جايى رود و پس‌مانده‌ى ديگر را كه تلخآب از آنها پديد مىآيد را به سوى خود بكشد . پس خون پاك بىفزونىهاى زردآبى و تلخآبى خواهد شد كه آن به اندازه‌ى نياز تن در خون مىماند . اكنون ( خون ) آبكىتر از آنست كه ما مىخواهيم . پس نياز است كه بخش پس‌مانده‌ى آبى آن گرفته شود تا سفتى آن به اندازه‌اى شود كه از آن گوشت ساخته گردد ازاين‌رو دو گرده آفريده شده و براى هريك كانالى دراز فراهم آمده تا به رگ برآمده از برجستگى جگر بچسبد و بخش فزونى آب آن را پيش از بالا آمدن و مشروب كردن اندام‌ها بگيرد . هنگامى كه خون از فزونىهاى سه‌گانه پاك شد ، خوب و شايسته و سازگار و هماهنگ براى خوراك اندام‌ها و بالندكى آنها مىگردد . هنگامى ارزشمند بودن خوراك‌رسانى به تن شناخته مىشود كه ما به ارزش كاركرد پاكسازى خون از اين فزونىها و كارى كه در دستگاه‌هاى پاك‌سازىكننده‌ى آن انجام مىگيرد ، آشنا باشيم . چنان‌چه كيسه‌ى زردآبى ، زردآب را به سوى خود نكشد و يا آن را در خون بجا بگذارد تا با خوراك به اندام‌ها برود ، بيمارىهاى گوناگون پديدآمده از زردآب چون زردى « 2 » و سوزه‌ها « 3 » و سرخى « 4 » و نمله « 5 » و تب‌هاى سخت و مانند آن رخ مىدهد .
هامش
( 1 ) . دردى : ن . ك « دردى » نمايه واژگان ( 2 ) . زرديون ، يرقانjaundice( 3 ) . بثوراتpustules( 4 ) . سرخىErythema( 5 ) . نمله : بيمارى كه بيمارانش احساسى بمانند گزش مورچه دارندirritation / Tingling