آن را در بخش پراكندگى رگها در تن گزاره كرديم كه به هر اندام به اندازهى بهرورى آن خون داده خواهد شد .
( خون ) در هر اندامى با توجه به طبيعت خود تجزيه شده و سبب نيروزايى و بالندگى آن اندام مىشود ، البته اگر خواهان بالندگى باشد ، و گرنه بايستى خون جايگزين به اندازهى بخش تجزيه شده باشد تا به آن اندام برسد . در تنهاى كاهش وزن يافته و لاغر شده ، اين جايگزينى كمتر از بخش تجزيهپذير خواهد بود . اين كار ( تجزيه و جايگزينى ) هدف و خواست نهايى ما از دستگاه گوارش مىباشد .
آفريدگار بزرگ براى فزونىهايى كه خون از آن پاك شده است . سودمندىهايى ديگر نيز نهاده است . كيسهى زردآب با يكى از كانالهاى خود زردآب را از خون پاك مىكند و با كانال ديگر آن را به درون رودهها مىفرستد و رودهها به جهت تندى و تيزى آن ( زردآب ) بر راندن پسماندهها و بيرون كردن آنها برانگيخته مىشوند و اين سبب پاكيزه شدن و ايمنى از گرفتگى و ماندن فزونىها در رودهها مىشود .
سپرز فزونىهاى تهنشين شده را مىكشد و خون را از آن پاك مىسازد ، سپس آن را دگرگون مىنمايد تا سفتى و ترشى بدست آورد سپس بخشى از آن را به دهانه شكمبه مىفرستد كه با ترشى و سفتى خود سبب آگاهى و برانگيختن اشتها مىشود سپس با پسماندهها بيرون رود .
گرده بخش آبكى خون را گرفته ، و آنچه كه شايستهى تغذيه كردن است ، به كار مىبرد سپس ماندهى آن را با دو كانالى كه از پيش گفتيم ، به پيشآبدان مىرساند ، از سوى ديگر پيشآبدان بزرگ ساخته شده تا آدمى براى پيشآب كردن پيوسته به پا نخيزد و بر دهانه آن دريچهاى ماهيچهاى گذاشته شده كه آن را تنگ كرده و مىبندد و تا پر نشود از آن چيزى بيرون نمىآيد و با افزايش اندازه پيشآب در آن و سنگين شدن و يا تندى و سوزش آن به خواست خود آن را رها كرده تا بيرون رود .
در فراهم آمدن پيشآبراهى از گرده به پيشآبدان خردمندى بزرگ نهفته شده است و چنين است كه اگر پيشآبدان را پر از باد كنيم ، بادى از آن بيرون نخواهد آمد ، با اينكه داراى دو دهانه است و از هر دو دهانهى آن هر چيزى مىتواند رفت و آمد كند و بخش آبكى خون كه پيشآب است از گرده به درون هر دو ( ميزراه ) مىريزد و از آنجا كه اين
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: محمد بن زكريا الرازي
ص١١٨